صلوات در کلام امام رضا علیه السلام

«حضرت رضا علیه السلام در مجلس مأمون فرمود:

چون این آیه شریفه نازل شد، به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله عرضه داشتند، معناى تسلیم به تو را دانستیم، و آن اطاعت محض از حضرت تو در تمام برنامه‏هاى زندگى است، ولى کیفیت صلوات بر تو را نمى‏دانیم، حضرت فرمود بگوئید:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ عَلى ابْراهیمَ وَ آلِ ابْراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ.

خدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست همانگونه که درود فرستادى و برکت بخشیدى بر ابراهیم و خاندانش؛ همانا تو ستایش شده و ارجمندى.

سپس حضرت رضا علیه السلام فرمود: اى مردم! در بین شما در زمینه صلوات بر محمد و آل محمد اختلافى هست؟

مأمون گفت: این حقیقتى است که اصلًا در آن اختلافى نیست، و امت اسلام بر لزوم این صلوات اجماع دارند، اما اى فرزند رسول خدا براى صلوات بر آل، غیر این روایت دلیل واضح و روشنى از قرآن مجید دارید؟

حضرت فرمود: آرى، از قول حضرت حق که در قرآن مى‏فرماید:

یس* وَالقُرَآنِ الْحَکیمِ* انَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ* عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» «۱»

یس* سوگند به قرآن کریم،* که بى‏تردید تو از فرستادگانى،* بر راهى راست [قرار دارى.]

منظور از «یس» کیست؟ دانشمندان مجلس مأمون گفتند: به طور قطع و بدون شک منظور از یس محمّد صلى الله علیه و آله است، و احدى از امت در این مسئله تردید ندارد.

حضرت فرمود: به حقیقت که خداوند به محمد و آل محمد عنایتى کرده که احدى به ذات آن نمى‏رسد مگر با نور عقل و خرد، خدا در قرآنبه کسى جز انبیا سلام نکرده، در این زمینه مى‏فرماید:

سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمینَ» «۲» و سَلامٌ عَلى ابْراهیمَ» «۳» و سَلامٌ عَلى مُوسى‏ وَ هرُونَ» «۴»

ولى نفرمود:

سَلامٌ عَلى آلِ نوحٍ وَ سَلامٌ عَلى آلِ ابراهیمَ وَ سَلامٌ عَلى آلِ موسى وَ هرُونَ.

ولى فرمود:

سَلامٌ عَلى الْ یس» «۵»

سلام بر آل یاسین.

یعنى آل محمد صلوات اللَّه علیهم.

سپس فرمود: اى مأمون! متوجه شدى که در معدن نبوت شرح و بیان این واقعیت هست.» «۶» صلوات بر محمد و آل محمد از شرایع دین و از واجبات الهى است که وجوبش در تشهد نماز امرى قطعى و حقیقتى بدون تردید است، تا جایى که شافعى که از فقهاى بزرگ مکتب خلفاست مى‏گوید: اگر کسى در نماز واجب خود، بر آل محمّد صلوات نفرستد، صلواتش صلوات نیست و به این خاطر نمازش نماز نیست، چون جزئى از یک واجب را ادا نکرده و عدم اداء جزئى از واجب، مبطل نماز است.

 

صلوات در روایات‏

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى ما یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلاهِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، فَانَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.

وَ قالَ علیه السلام: الصَّلاهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ التَّسْبیحَ و التَّهْلیلَ وَ التَّکْبیرَ. «۷»

کسى که قدرت بر انجام کارى که کفّاره گناهانش شود ندارد، زیاد بر محمّد و آل محمد صلوات بفرستد، به حقیقت که صلوات نابوده کننده گناهان است، چه نابود کردنى. و نیز آن حضرت فرمود: صلوات بر محمد و آل محمد، در پیشگاه خداى عزوجل برابر تسبیح و تهلیل و تکبیر است.

امیر المؤمنین علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

بِالشَّهادَتَیْنِ تَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ، وَ بِالصَّلاهِ تَنالُونَ الرَّحْمَهَ، فَاکْثِرُوا مِنَ الصَّلاهِ عَلى نَبِیِّکُمْ‏

انَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً» «۸». «۹»

با شهادت بر وحدانیت حق و رسالت رسول خدا وارد بهشت مى‏شوید، و به وسیله نماز به رحمت خداوند مى‏رسید، بر پیامبر و آلش زیاد صلوات بفرستید، خدا و ملائکه بر پیامبر درود مى‏فرستند، اى اهل ایمان! شما هم درود بفرستید و به دستورهاى او تسلیم شوید حق تسلیم.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

مَنْ قالَ: صَلّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: صَلَّى اللّهُ عَلَیْکَ.

فَلْیُکْثِرُ مِنْ ذلِکَ. وَ مَنْ قالَ: صَلّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ لَمْ یُصَلِّ عَلى آلِهِ لَمْ یَجِدْ ریحَ الْجَنَّهِ وَ ریحُها تُوجَدُ مِنْ مَسیرِهِ خَمْسِمِأهِ عامٍ. «۱۰»

هر کس بگوید:

صَلّى اللّه عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،

خداوند مى‏فرماید: درود بر تو، پس شما صلوات را به این کیفیت زیاد داشته باشید. و هر کس بگوید، صلّى اللّه على محمّد، ولى بر آل محمد درود نفرستد، بوى بهشت به او نمى‏رسد، بهشتى که بویش از مسیر پانصد ساله استشمام مى‏شود.

از حضرت باقر یا امام صادق علیهما السلام روایت شده:

اثْقَلُ ما یُوضَعُ فِى الْمیزانِ یَوْمَ الْقِیامَهِ الصَّلاهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى اهْلِ بَیْتِهِ. «۱۱»

سنگین‏ترین چیزى که در قیامت در ترازو قرار مى‏گیرد صلوات بر محمد و آل محمد است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

الصَّلاهُ عَلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله واجِبَهٌ فِى کُلِّ الْمَواطِنِ، وَ عِنْدَ الْعِطاسِ، وَ الرِّیاحِ وَ غَیْرِ ذلِکَ. «۲۱»

صلوات بر پیامبر در همه جا و به هنگام عطسه، و وزیدن باد، و غیر آن واجب است.

امیر المؤمنین علیه السلام در حدیث بسیار مهمّى چهارصد مطلب، مى‏فرماید:

بنده به هنگام فراغت از نماز بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، و از حق طلب بهشت کند، و از آتش جهنم به خداوند پناه ببرد، و از حضرت او بخواهد که حورالعین را به همسرى او درآورد، هر کس بر محمد و آلش درود بفرستد، دعایش به خدا مى‏رسد، و هر که بهشت بخواهد، بهشت مى‏گوید: خدایا! خواسته بنده‏ات را اجابت کن، و هر که از عذاب درخواست پناه کند، آتش مى‏گوید: الهى! بنده‏ات را پناه بده، و هر که از حضرت معبود حورالعین بطلبد، حورالعین مى‏گوید: الهى! خواسته بنده‏ات را اجابت کن. «۱۳» از حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده:

مَنْ نَسِىَ الصَّلاهَ عَلَىَّ اخْطَأَ طَریقَ الْجَنَّهِ. «۱۴»

کسى که صلوات بر من را از یاد ببرد، راه بهشت را خطا رفته است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

اذا دَعا احَدُکُمْ فَلْیَبْدَا بِالصَّلاهِ عَلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله، فَانَّ الصَّلاهَ عَلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله مَقْبُولَهٌ، وَ لَمْ یَکُنِ اللّهُ لِیَقْبَلْ بَعْضاً وَ یَرُدَّ بَعْضاً. «۱۵»

هر گاه یکى از شما دعا کرد، دعاى خود را با صلوات بر محمّد صلى الله علیه و آله شروع کند، به حقیقت که صلوات بر پیامبر مقبول پیشگاه حق است، اینطور نیست که خداوند قسمتى از دعا را قبول کند، و قسمت دیگرش را نپذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

صَلاتُکُمْ عَلَىَّ اجابَهٌ لِدُعائِکُمْ، وَ زَکاهٌ لِاعْمالِکُمْ. «۱۶»

صلوات شما بر من، اجابت دعاى شما و زکات اعمالتان مى‏باشد.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

الْبَخیلُ حَقّاً مَنْ ذُکِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ یُصَلِّ عَلَىَّ. «۱۷»

بخیل کسى است که نامم را بشنود و بر من صلوات نفرستد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

لاتَضْرِبُوا اطْفالَکُمْ عَلى بُکاءِهِمْ فَانَّ بُکاءَهُمْ ارْبَعَهَ اشْهُرٍ شَهادَهُ انْ لا الهَ الَّا اللّهُ، وَ ارْبَعَهَ اشْهُرٍ الصَّلاهُ عَلَى النَّبِىِّ وَ آلِهِ، وَارْبَعَهَ اشْهُرٍ الدُّعاءُ لِوالِدَیْهِ. «۱۸»

فرزندان خود را به خاطر گریه کردنشان کتک نزنید؛ زیرا گریه آنان به مدت چهار ماه شهادت به واحدنیت خداست، و چهار ماه صلوات بر پیامبر و آل‏ اوست، و چهار ماه دعاى بر پدر و مادر.

سرّ این مسئله این است که کودک در چهار ماه اول جز خدائى که وى را بر معرفت و توحید سرشته چیزى نمى‏شناسد، بنابراین گریه او توسّل به حضرت حق است، و این حقیقت شهادت به توحید است.

در چهار ماه دوم به مادر نظر دارد نه به عنوان این که مادر است، بلکه به عنوان این که وسیله‏اى براى غذا و ارتزاق اوست، به همین خاطر از غیر مادر هم شیر و غذا قبول مى‏کند، روى این حساب در این چهار ماه دوم بعد از خدا نظرى جز به وسیله بین خود و خدا ندارد، و این غیر معناى رسالت چیز دیگر نیست، پس گریه او در این مدت شهادت به رسالت است.

در چهار ماه سوم به طور کامل پدر و مادر را مى‏شناسد و مى‏داند که در مسئله رزق محتاج به آن دو نفر است، لذا گریه‏اش در حقیقت دعا براى سلامتى پدر و مادر است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله به امام على علیه السلام فرمود: نمى‏خواهى تو را بشارت دهم؟

عرضه داشت پدر و مادرم به فدایت، تو دائماً بشارت دهنده به خیر بودى، رسول الهى فرمود: جبرئیل هم اکنون خبر بهت آورى به من داد، امام على علیه السلام عرض کرد، آن خبر چه بود؟ فرمود: به من خبر داد:

وقتى مردى از امتم بر من صلوات فرستاد و این صلوات را با صلوات بر آل من پیوند داد، درهاى آسمان به رویش باز مى‏شود، و ملائکه هفتاد صلوات بر او مى‏فرستند، و اگر گناهکار است، گناهانش همچون برگ درخت مى‏ریزد، و خداوند به او مى‏فرماید:

«لبَّیْک یا عبدى و سَعْدَیْک»

، و به ملائکه خطاب مى‏کند. شما بر بنده من هفتاد صلوات فرستادید، من بر او هفتصد صلوات‏ مى‏فرستم. اما اگر بر من صلوات فرستاد و اهل بیتم را در صلوات با من پیوند نداد، بین او و آسمان هفتاد حجاب قرار مى‏گیرد، و حضرت حق مى‏فرماید:

«لا لَبَّیْکَ وَ لاسَعْدَیْکَ»

، اى ملائکه من! دعایش را بالا نبرید مگر بر آل پیامبرم صلوات بفرستد، چنین کسى از رحمت حق محروم است تا زمانى که اهل بیتم را در صلوات به من ملحق فرماید. «۲۰» حضرت صادق علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند:

انَا عِنْدَ الْمیزانِ یَوْمَ الْقِیامَهِ، فَمَنْ ثَقُلَتْ سَیِّئاتُهُ عَلى حَسَناتِهِ جِئْتُ بِالصَّلاهِ عَلَىَّ حَتّى اثْقِلَ بِها حَسَناتِهِ. «۱۲»

من در قیامت کنار ترازویم، هر کس گناهانش بر حسناتش سنگین آید، من صلوات بر خودم را در ترازویش مى‏گذارم تا به سبب آن حسناتش بر گناهانش سنگینى کند.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

کُلُّ دُعاءٍ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّماءِ حَتّى یُصَلّى‏ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ. «۲۲»

هر دعائى از اجابت دور است، مگر دعائى که همراه با صلوات بر محمّد و آلش باشد.

صبّاح بن سیابه مى‏گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود:

الا اعَلِّمُکَ شَیْئاً یَقِى اللّهُ بِهِ وَجْهَکَ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ؟ قالَ: قُلْتُ بَلى‏، قالَ: قُلْ بَعْدَ الْفَجْرِ: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» مِأهَ مَرَّهٍ یَقِى اللّهُ بِهِ وَجْهَکَ‏ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ.

به تو یاد ندهم چیزى که وجودت را از حرارت جهنم حفظ کند؟ عرض کردم:

چرا، فرمود: بعد از طلوع فجر صد بار بر محمّد و آل محمّد درود فرست.

 

 

منابع مقاله:

کتاب  : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد هشتم      

 نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

 

(۱)- یس (۳۶): ۱- ۴.

(۲)- صافّات (۳۷): ۷۹.

(۳)- صافّات (۳۷): ۱۰۹.

(۴)- صافّات (۳۷): ۱۲۰.

(۵)- صافّات (۳۷): ۱۳۰.

(۶)- تفسیر الصافى: ۴/ ۲۸۱، ذیل آیه ۱۳۰ سوره صافّات؛ بحار الأنوار: ۲۵/ ۲۲۹، باب ۷، حدیث ۲۰؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱/ ۲۳۶، حدیث ۱.

(۷)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۴۷، باب ۲۹، حدیث ۲؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱/ ۲۹۴، حدیث ۵۲.

(۸)- احزاب (۳۳): ۵۶.

(۹)- بحار الأنوار: ۷۴/ ۲۸۳، باب ۱۴، حدیث ۱؛ تحف العقول: ۹۲.

(۱۰)- وسائل الشیعه: ۷/ ۲۰۳، باب ۴۲، حدیث ۹۱۱۶؛ الأمالى، شیخ صدوق: ۳۷۹، حدیث ۶.

(۱۱)- وسائل الشیعه: ۷/ ۱۹۷، باب ۳۵، حدیث ۹۱۰۲؛ قرب الاسناد: ۹.

(۱۲)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۰، باب ۲۹، حدیث ۱۳؛ الخصال: ۲/ ۶۰۷.

(۱۳)- الخصال: ۲/ ۶۳۰، حدیث ۱۰؛ بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۰، حدیث ۱۴؛ عدّه الدّاعى: ۱۶۵.

(۱۴)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۳، باب ۲۹، حدیث ۲۰؛ الأمالى، شیخ طوسى: ۱۴۵، حدیث ۲۳۶؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۲۰۶- ۲۰۷، باب ۴۲، حدیث ۹۱۲۶.

(۱۶)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۳، باب ۲۹، حدیث ۲۱؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۹۶، باب ۳۶، حدیث ۸۸۳۶.

(۱۷)- وسائل الشیعه: ۷/ ۹۶، باب ۳۶، حدیث ۸۸۳۷؛ الأمالى، شیخ طوسى: ۲۱۵، حدیث ۳۷۶.

(۱۸)- بحار الأنوار: ۷۰/ ۳۰۶، باب ۱۳۶، حدیث ۲۸؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۲۰۴، باب ۴۲، حدیث ۹۱۱۹.

(۱۹)- وسائل الشیعه: ۲۱/ ۴۴۷، باب ۶۳، حدیث ۲۷۵۴۴؛ التوحید، شیخ صدوق: ۳۳۱، باب ۵۳، حدیث ۱۰. (۲۰)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۶، باب ۲۹، حدیث ۳۰؛ الأمالى، شیخ صدوق: ۵۸۰.

(۱۲)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۶، باب ۲۹، حدیث ۳۱؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۱۹۵، باب ۳۴، حدیث ۹۰۹۷؛ ثواب الأعمال: ۱۵۵.

(۲۲)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۸، باب ۲۹، حدیث ۳۵؛ ثواب الاعمال: ۱۵۵.

مبانی و منابع فقه – جناب آقای میرزا کاظم عسگری

سروده ای از آقای عیسی ثاقب در مدح امام رضا علیه السلام

سروده ای از آقای عیسی ثاقب بخشایش مسئول کتابخانه دبیرستان احسان در مدح امام رضا علیه السلام

 

ای ولیّ خلاق ذُوالمِنَن شاه نیک خو یا اباالحسن

جلوهگر ز روی مُنوّرت ای فروغ هو یا ابالحسن

روشن ای دو چشمان آفتاب از درخشش نور گنبدت

ای غریق بحر عنایتت هر دقیقه زوار مرقدت

سیّدی به امّیدی از وطن رو نمودهام سوی مشهدت

ای تو بهتر از جمله خوبها آمده ببین زائر بدت

ره مگر ندارد به کوی تو هر سیاه رو یا ابالحسن؟

لال و سر به زیرم در این حرم کرده معصیت خاک بر سرم

غرق در خیال و تصوّرم ایستادهام گوشهی حرم

بر کبوتران حریم تو خیره گشته و رشک میبرم

ای خبیر راز پرندگان من مگر کم از یک کبوترم

چون کبوتری خستهپر کنم بغ بغو بغو یا اباالحسن

ای ز بام نُه کاخ آسمان پایهی جلالت بلندتر

افتد از نگاه شُکوه تو تاجِ رفعتِ آسمان ز سر

دسته دسته فوج ملائکه در حریم تو میزنند پر

ایستاده جبریل با ادب در صف خدم اولین نفر

میکند ازین آستانه او کسب آبرو یا ابالحسن

ای تو مایهی مجد ابتدا ای تو علت فخر خاتمه

ای کرم یکی از فضایلت این چنین شناسد تو را همه

بر مُحبّ ذات مقدّست از عذاب دوزخ چه واهمه؟

میشود نگاهی به من کنی، ای رئوف اولاد فاطمه؟

کن به یک نظر زخم سینه را از کرم رفو یا ابالحسن

کاش تا خودت ضامنم شوی آهوی بیابانیم کنی

بر سرم کشی دست مرحمت لطف خویش ارزانیم کنی

داغِ عزّتِ «خادم الرضا» نقشِ رویِ پیشانیم کنی

من که زائر کربلا شدم، میشود خراسانیم کنی؟

با شما برآورده میشود چون هر آرزو یا اباالحسن

ای هماره جان جهانیان غرق رحمت بیکرانهات

عطر و بوی شش گوشه میدهد گوشه گوشهی آستانهات

شاهدی که حتی به کربلا میگرفت این دل بهانهات

کربلائیم میکند کنون نغمههای نقّارهخانهات

این صدا مگر بهر جدّ تو گشته نوحه گو یاابالحسن

در مصیبت جدّ اطهرت بودهای تو پیوسته سوگوار

میسرود دِعبِل برای تو در رثای او شعر آبدار

میسرود و میخواند و میگرفت از دو دیدهات دُرّ شاهوار

شد ز کثرت گریه عاقبت پلکهای چشم تو زخمدار

روی خود نمودی هماره با اشک شستشو یاابالحسن

اوّلِ محرَّم که نوحهخوان سر کند دمِ«وا غریب» را

خوانَد ابتدا نقل از شما آن حدیث «یابن الشبیب» را

میکشد به بزم عزا سپس پای روضههای عجیب را

تارهای «شَیبُ الخَضیب»را،خاکهای «خَدُّالتَّریب»را

پاره میشود بغض در گلو از غم گلو یاابالحسن

چند حکایت از زندگی امام رضا علیه السلام

سفره

سفره ای بزرگ انداختند تا همه خدمتگزاران با او و همراهانش سر یک سفره غذا بخورند. بندگان سیاه را هم صدا زدند کسی گفت: بهتر نبود برای اینها سفره ای جداگانه می انداختید. امام فرمود : «پروردگار ما یکی است و پدر و مادر همه ما یکی.»

شفیع

پدرش گفت: زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش. خودش می گفت: سه موقع می آیم سراغتان. اول نامه های اعمال را که می دهند. دوم پل صراط، سوم پای حساب کتاب. پسرش گفت: از طرف خدا ضمانت می کنم بهشت را برای زائر با معرفت پدرم.

امام صادق آرزو داشت ببیندش. به پسرش موسی می گفت: «عالم آل محمد از توست، کاش می دیدمش، همنام امیرالمؤمنین است.» می گفتند: دو نفر به فریادرسی مشهورند: عالم آل محمد و قائم آل محمد (علیهم السلام)

میهمان دوستی

مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید». امام  (علیه السلام) فرمود: «خوش آمدی!» مرد گفت: « ببخشید که دیر وقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبور کرد که در این وقت شب، مزاحم شما شوم». امام لبخند زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هسیتم». در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرو نشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم». امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».

برای دلم

کنار امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نشسته بود. امام نگاهی به او کردند و فرمودند: «نعمان!… سال ها بعد، یکی از فرزندان من در خراسان با زهر کشنده ای شهید خواهد شد. اسم او مثل اسم من، علی است. اسم پدرش هم مانند پسر «عمران»، موسی است. این را بدان ! هر کس که قبر او را زیارت کند، خدا تمام گناهان قبل از زیارتش را خواهد بخشید… به خاطر پسرم علی».حرف امام که تمام شد، سکوت کرد و به گلیم کهنه اتاق خیره شد. با خود گفت: «این درست !… اما من چرا گناه کنم که به خاطر بخشش، امام رضا (علیه السلام) را زیارت کنم؟ باید به خاطر دلم و برای محبتم به اهل بیت(علیه السلام) او را زیارت کنم».

به امام نگاه کرد. انگار با لبخند حرف او را تأیید می کرد.

در یاد مایی

تنگ دست بود و روزگارش به سختی می گذشت. یکی از طلبکارها برای گرفتن پولش او را در فشار گذاشته بود. رفت تا امام رضا (علیه السلام) را ببیند. می خواست خواهش کند وساطت کنند از او بخواهد که مدتی صبر کنند. زمانی که به خدمت امام رسید، مشغول صرف غذا بودند. حضرت او را هم دعوت کرد تا چند لقمه ای بخورد. بعد از غذا، از هر دری سخن به میان آمد و فراموش کرد به چه منظوری آمده بود. مدتی که گذشت، حضرت رضا (علیه السلام) ، اشاره کردند که گوشه سجاده ای را که در کنارش بود، بلند کند. زیر سجاده، سیصد و چهل دینار بود. نوشته ای هم کنار پول ها قرار داشت. یک روی آن نوشته بود: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله». و در طرف دیگر آن هم این جملات را خواند: «ما تو را فراموش نکرده ایم. با این پول قرضت را بپرداز! بقیه اش هم خرجی خانواده ات است»

پیام های دریافتی(کلمات قصار امام رضا (علیه السلام)

دوستی با مردم، نیمی از عقل است.

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزی بالاتر از یقین داده نشده است.

از امام رضا (علیه السلام) از حقیقت توکل سوال شد. فرمود: این که جز خدا از کسی نترسی.

کسی که فقیر مسلمان را ملاقات نماید و چنانچه بر اغنیا سلام می کند بر او سلام نکند روز قیامت خدا را در حالی که بر او خشمگین است ملاقات می کند.

هر کس اندوه و مشکلی را از مؤمنی بر طرف کند خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش بر طرف سازد.

با خویشاوندان خود رابطه داشته و به ایشان محبت و مهربانی کنید اگر چه با یک جرعه آب باشد.