پاسخ‌نامه شبیه‌ساز کنکور(هر سه رشته)

 

آن شب صبح قیامت تأثیر…!

علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرّالله است

شب علی دید به نزدیکی دید
گرچه او نیز به تاریکی دید

شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه عشق ازلی

شاه را دیده به نوشینی خواب
روی بر سینه دیوار خراب

قلعه بانی که به قصر افلاک
سر دهد ناله زندانی خاک

اشکباری که چو شمع بیزار
می فشاند زر و می گرید زار

دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو در آویزه ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

روزه داری که به مهر اسحار
بشکند نان جوینش افطار

ناشناسی که به تاریکی شب
می برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش
می کشد بار گدایان بر دوش

تا نشد پردگی آن سرّ جلی
نشد افشا که علی بود و علی

شاه بازی که به بال و پر راز
می کند در ابدیت پرواز

شهسواری که به برق شمشیر
در دل شب بشکافد دل شیر

عشق بازی که هم آغوش خطر
خفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه در شد از او دامن گیر

دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو
زینبش دست به دامن که مرو

شال می بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار
می کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب  عبودیّت حق
سر به محراب عبادت منشق

می زند پس لب او کاسه ی شیر
می کند چشم اشارت  به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر
ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر

کفن از گریه ی غسّال خجل
پیر هن از رخ وصّال خجل

شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

محمدحسین بهجت تبریزی- شهریار

 

چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(ع) / به قلم مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام) در نوشته تاریخ ‎نویسان پیشین یکسان نیست.

کتاب “على از زبان على”، نوشته دکتر سید جعفر شهیدى، محقق و مورخ تاریخ اسلام است. بخش هایی از این کتاب را که درباره چگونگی ضربت خوردن حضرت علی(ع) در ادامه می خوانید.

چگونگى ضربت خوردن حضرت علی(علیه‎السلام) در نوشته تاریخ‎نویسان پیشین یکسان نیست. در حالى که طبرى و ابن سعد و دیگران نوشته‏اند: «چون(حضرت علی علیه السلام) از سایبانى که به مسجد مى‏رسد، بیرون شد، ابن ملجم او را ضربت زد.» یعقوبى که تاریخ او پیش از اینان نوشته شده گوید: «پسر ملجم از سوراخى که در دیوار مسجد بود، شمشیر بر سر او زد.» اما نوشته ابن اعثم که هم عصر طبرى است، با نوشته آنان مخالف است و با آنچه میان شیعیان مشهور است مطابق مى‏باشد. وى چنین مى‏نویسد:

«پسر ملجم شمشیر خود را برداشت و به مسجد آمد و میان خفتگان افتاد. على(علیه‎السلام) اذان گفت و داخل مسجد شد و خفتگان را بیدار مى‏کرد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز کرد ، به رکوع، و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى که عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد و مردم بانگ برآوردند امیرمؤمنان کشته شد.»(۱)

بلاذرى به روایت خود از حسن بن بزیع آرد: «چون پسر ملجم او را ضربت زد گفت: فزت و رب الکعبه و آخرین سخن او این آیه بود. «و من‏ یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره.»(۲)

روایت‎هاى شیعى و برخى از روایت‎هاى اهل سنت نیز با آنچه ابن اعثم نوشته مطابقت دارد.

به هرحال امام را از مسجد به خانه بردند. دیرى نگذشت که قاتل را دستگیر کرده و نزد او آوردند. بدو فرمود:

ـ «پسر ملجمى؟»

ـ «آرى!»

ـ «حسن او را سیر کن و استوار ببند! اگر مُردم او را نزد من بفرست تا در پیشگاه خدا با او خصمى کنم و اگر زنده ماندم یا مى‏بخشم یا قصاص مى‏کنم.»

ابن سعد نوشته است امام فرمود: «بدو خوراک نیکو دهید و در جاى نرمش بیارمانید.» و هم او نوشته است روزى که على مردم را براى بیعت مى‏خواند ابن ملجم دوبار براى بیعت پیش آمد و على او را راند سپس فرمود از پیغمبر شنیدم او ریش مرا از خون سرم رنگین خواهد کرد.

امام در آخرین لحظه‏هاى زندگى فرزندان خود را خواست و به آنها چنین وصیت کرد:

شما را سفارش مى‏کنم به ترسیدن از خدا، و این که دنیا را مخواهید هر چند دنیا پى شما آید. و دریغ مخورید بر چیزى از آن که به دستتان نیاید و حق را بگویید، و براى پاداش ‏[آن جهان‏] کار کنید و با ستمکار در پیکار باشید و ستمدیده را یار. و شما و همه فرزندانم و کسانم و آن را که نامه من بدو رسد سفارش می‎کنم به ترس از خدا و آراستن کارها و آشتى با یکدیگر، که من از جد شما شنیدم، می‎گفت: آشتى دادن میان مردم بهتر است از نماز و روزه سالیان.

خدا را، خدا را درباره یتیمان، آنان را گاه گرسنه و گاه سیر مدارید و نزد خود ضایعشان مگذارید. خدا را، خدا را. همسایگان را بپایید که سفارش شده پیامبر شمایند، پیوسته درباره آنان سفارش مى‏فرمود چندان که گمان بردیم براى آنان ارثى معین خواهد نمود.

خدا را، خدا را، درباره قرآن، مبادا دیگرى بر شما پیشى گیرد در رفتار به حکم آن.
خدا را، خدا را، درباره نماز که ستون دین شماست.

خدا را خدا را در حق خانه پروردگارتان! آن را خالى مگذارید، چندانکه در این جهان ماندگارید که اگر [حرمت‏] آن را نگاه ندارید به عذاب خدا گرفتارید.

خدا را خدا را، درباره جهاد در راه خدا به مال‎هاتان و به جان‎هاتان و زبان‎هاتان، بر شما باد به یکدیگر پیوستن و به هم بخشیدن. مبادا از هم، روى بگردانید و پیوند هم را بگسلانید.

امر به معروف و نهى از منکر را وامگذارید تا بدترین شما حکمرانى شما را بر دست گیرند، آنگاه دعا کنید و از شما نپذیرند. پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانان فرو رفته‏اید و دست‎ها را بدان آلوده، و گویید امیرمؤمنان را کشته‏اند. بدانید جز کشنده من نباید کسى به خون من کشته شود.

بنگرید! اگر من از این ضربت او مُردم، او را تنها یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او را مبرید که من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم مى‏فرمود: «بپرهیزید از بریدن اندام مرده، هر چند سگ دیوانه باشد.»(۳)

اندک اندک آرزوى او تحقق مى‏یافت و بدانچه مى‏خواست نزدیک مى‏شد. او از دیرباز، خواهان شهادت بود و مى‏گفت: «خدایا بهتر از اینان را نصیب من دار و بدتر از مرا بر اینان بگمار!»

على(علیه‎السلام) به لقاء حق رسید و عدالت، نگاهبان امین و بر پا دارنده مجاهد خود را از دست داد، و بى‏یاور ماند. ستمبارگان از هر سو دست به حریم آن گشودند و به اندازه توان خود اندک اندک از آن ربودند، چندانکه چیزى از آن بر جاى نماند. آنگاه ستم را بر جایش نشاندند و همچنان جاى خود را می‎دارد تا خدا کى خواهد که زمین پر از عدل و داد شود، از آن پس که پر از ستم و جور شده است.

چون على(علیه‎السلام) را به خاک سپردند. امام حسن(علیه‎السلام) به منبر رفت و گفت: «مردم! مردى از میان شما رفت که از پیشینیان و پسینیان کسى به رتبه او نخواهد رسید. رسول الله پرچم را بدو می‎داد و به رزمگاهش می‎فرستاد و جز با پیروزى باز نمى‏گشت. جبرئیل از سوى راست او بود و میکائیل از سوى چپش. جز هفتصد درهم چیزى به جاى ننهاد و مى‏خواست با آن خادم بخرد.»(۴)

جز وصیت کوتاهى که نوشته شد، از امام وصیت‏هاى دیگرى نیز در سندهاى قدیمى دیده مى‏شود. برخى از آنها را پیش از ضربت خوردن فرموده و برخى را پس از آن که متوجه دیدار خدا گردید.

………………………….

 پى‏نوشتها:

  1. تاریخ ابن اعثم، ج ۴، ص ۱۴۰ـ ۱۳۹ .
  2. انساب الاشراف، ص ۴۹۹ .
  3. نامه ۴۷ .
  4. طبقات، ج ۳، ص ۲۶ .

/۶۲۶۲

 

اطلاعیه مراسم احیای شب‌های قدر

مراسم احیـــــــــــــــــــــــای شب قـــــــــــــــــــــــدر

آدرس: بزرگراه صیاد شیرازی شمال – خروجی میدان هروی – خیابان گلستان پنجم – خیابان مکران جنوبی – کوچه عیوض توحیدی – پلاک ۷۴ – دبیرستان احسان

 

جمعه، یکشنبه، سه‌شنبه ۴، ۶ و ۸ تیر ماه ۱۳۹۵

ساعت ۲۲:۴۵ تا ۰۲:۴۵ بامداد

 

سخنران: جناب حجت السلام و المسلمین سیدعلیرضا شجاعی

قرائت دعای جوشن کبیر، مناجات و توسل: حاج محسن فرهمند آزاد

 

مجلس جهت حضور آقایان و بانوان برگزار می‌گردد.

 

425316581_16473

 

اردوی زیارتی قم و حضرت عبدالعظیم (ع) – دانش آموزان سوم دبیرستان

در ایام پر برکت ماه مهمانی خداوند، توفیق نصیبمان گشت تا با جمعی از دوستان سوم دبیرستان، به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) در شهر ری و همچنین زیارت حضرت فاطمه معصومه (س) در قم مشرف شویم.
این برنامه ها در روزهای سه شنبه ۲۵ خرداد و سه شنبه ۱ تیر ماه برگزار شد که با استقبال خوب دانش آموزان مواجه شد.
دانش آموزان سفربه قم را ساعت ۱۴:۳۰ روز سه شنبه ۱ تیرماه از مدرسه آغاز کردند، پس از وصول و زیارت حضرت معصومه (س)، به دیدار جناب آقای بندانی، از روحانیون برجسته قم رفته و پس از صرف افطار، به تهران بازگشتند.
در ادامه تصاویری از این برنامه ها را مشاهده میفرمایید.

20160614_171240

20160621_184806

20160621_223224

 

شعر مدح امام حسن مجتبی علیه السلام

خاکِ این خانه زَرَش بیشتر است

لُطفَش از دور و بَرَش بیشتر است

کارِ ما دستِ کریمی باشد

که شلوغیِ سَرَش بیشتر است

خانه اش بینِ تمامِ این قوم

در کرامت خَبَرَش بیشتر است

پسرِ ارشدِ خانه پیداست

از بقیه جگرش بیشتر است

دین به شمشیر فقط زنده نشد

صُلح گاهی اَثَرَش بیشتر است

بارِ خرمایِ شما سنگین است

مثلِ طوبیٰ ثَمَرَش بیشتر است

چهار فصل است پذیراییِ تان

باغِ نو برگ و بَرَش بیشتر است

رُطَبِ سفره یِ مولا آمد

پسرِ ارشدِ زهرا آمد

از لبش شورِ ازل ریخته است

نورِ حق ، عَزّوَجَل ریخته است

رویِ چشمش دو قصیده دارد

و سرِ شانه غزل ریخته است

زیرِ پایش که پُر از محراب است

چقدر تاج محل ریخته است

کَرَم و جود و سخا و رافت

دورِ او چند بغل ریخته است

ضربه هایش به زمین ، لشکر را

بینِ میدانِ جمل ریخته است

بیوه یِ ناقه سواران فهمید

به سرش خشمِ اجل ریخته است

قاسمش هم به پدر رفته ببین

روی ِلبهاش عسل ریخته است

تا که بازی بکند در پیشش

تیر و ناهید و زُحل ریخته است

باز آوایِ علی می آید

پسرش جای علی می اید

دستِ ما باده یِ ناب اُفتاده

کارِ ما دستِ شَراب اُفتاده

تا که بویی زِ تو آورد نَسیم

رونق از کارِ گُلاب اُفتاده

بَسکه شیرین شُده بوسیدنِ تو

دَهَنِ فاطمه آب اُفتاده

کوچه بُن بست شده راه برو

دلِ این شهر به تاب اُفتاده

مَرد و نامرد جدا شُد از هم

چون زری که به تُراب اُفتاده

سالها هست که از رویِ نفاق

بعدِ صلحِ تو نقاب اُفتاده

حق و باطل پس از این پیدایَند

پَرده از مکرِ سراب اُفتاده

دست عُمریست به دامان داریم

چه غَمی تا که حسن جان داریم

وای اگر دستِ تو شمشیر کِشَد

آسمان پیشِ تو تکبیر کِشَد

از رجزهایِ تو از نعره یِ تو

همه یِ جُمجُمه ها تیر کِشَد

مرگ را در نظرِ صد لشکر

ملک الموت به تصویر کِشَد

تا تو اُسطوره یِ رَزمی،تاریخ

خط بُطلان به اَساطیر کِشَد

شیوه ات روبَهیان را بیرون

از دلِ بیشه و تزدیر کِشَد

از شکوهِ تو مُرَدَد ماندیم

حق بده حرف به تکفیر کِشَد

قاسمت دید و به خود اَرزَق گفت

مجتبیٰ آمده شمشیر کِشَد

پسرِ رفته به بابا این است

دومین حیدرِ زهرا این است

گرچه از دستِ تو کَم هم خوب است

خواستن قدرِ دو عالم خوب است

بوسه بر رویِ ضریحت حتیٰ

شده در خواب و خیالم خوب است

لحظه یِ ریخت و پاشَت آقا

دیدنِ حیرتِ حاتم خوب است

تا برای تو بِگریَم دل سیر

از همه سال محرم خوب است

نامِ ما را تو به زهرا دادی

نظرت هست که دَرهم خوب است

زائرانِ تو زیادند ، تو را

حرمی قَدِ دو عالم خوب است

چشمهای تو چه دیدند،بگو

گیسویت از چه سفیدند،بگو

(حسن لطفی)

 

شرکت ZTE از هدست واقعیت مجازی خود پرده برداشت

 

اعجاز واژگانی قرآن درباره عنکبوت‌ها

از اعجازهای واژگانی قرآن در مورد عنکبوت‌ها استعمال واژه مفرد برای عنکبوت و فعل مونث برای آن است و علم امروزی ثابت کرده است که عنکبوت‌ها عموما تنها زندگی کرده و جنس ماده آن‌ها لانه‌سازی می‌نماید.

نام‏گذاری سوره‌ای از قرآن به‌نام عنکبوت که واژه‏ای مفرد است، به این دلیل است که عنکبوت به صورت فردی زندگی می‏‌کند، به‌جز مواقع جفت‏گیری یا زمانی که تخم‌‏ها باز می‌‏شوند. اما در دو سوره نمل و نحل، اسم سوره به صورت جمع آمده است تا بر جمعی‌بودن زندگی این دو حشره اشاره شود. اما واژه عنکبوت بصورت مفرد استعمال شده و این خود از اعجازهای واژگانی قرآن‌کریم به‌شمار می‌رود. همچنین در آیه راجع به عنکبوت، صراحت فعل مفرد مونث به‌کار برده و به‌صراحت اشاره می‌نماید که عنکبوت ماده به ساخت خانه اقدام می‌‏کند، چرا که از فعل مونث برای عنکبوت استفاده نموده است. علم امروزی نیز دقیقا ثابت نموده است که وظیفه ساخت خانه بر عهده عنکبوت ماده است.

صفات بیولوژیکی عنکبوت‌ها

عنکبوت‌ها از شاخه بندپایان، و از رده آراکنوئیدها(یا عنکبوتیان) هستند. بدن عنکبوت به دو قسمت جلویی و عقبی تقسیم می‏شود. در قسمت جلو سر و سینه(یا به اصطلاح ناحیه سرسینه) قرار گرفته و قسمت عقبی بدن، شکم را در بر می‌‏گیرد. در قسمت جلو چهار جفت پا و دو جفت شاخک حسی و یک جفت شاخک قلاب مانند به شکل گاز انبر یا چنگال‌‏هایی که حاوی غدد سمی است وجود دارد. کمر باریک عنکبوت قسمت جلویی بدن او را از قسمت عقبی جدا می‏‌کند.
عموما عنکبوت‌ها دارای چشم‏های ساده‏ای هستند که تعداد آن‌ها به هشت عدد می‏رسد. البته گاهی تعداد چشم‏ها از هشت کمتر است. این حیوان با شکار کردن حشرات، تغذیه نموده و پوستی ضخیم و پوشیده از مو دارد. این پوست هفت تا هشت بار می‏افتد تا به مرحله بلوغ نهایی خود برسد(مرحله پوست اندازی). جانورشناسان امروز، بیش از سی هزار نوع عنکبوت را مورد شناسایی قرار داده‏اند که از نظر شکل، رنگ و حجم(بین کمتر از یک میلی‌متر و نود میلی‌متر) باهم متفاوتند. بیشتر عنکبوت‏ها در خشکی و به صورت فردی(جز در هنگام جفت‌گیری و سر از تخم درآوردن بچه عنکبوت‏ها که کنار هم هستند) زندگی می‏کنند. محیط زیست عنکبوت‏ها نیز از سطح دریا تا ارتفاع پنج هزار متری گسترده شده است.
این حشرات، سه جفت زایده برجسته و متحرک در پایین شکم دارند. این زایده‏ها سوراخ‏های ریزی دارند که مایع سازنده تارهای عنکبوت از آن خارج می‏شود، به‌همین علت به این سوراخ‏ها دوک گفته می‏شود. این مایع که از طریق دوک‏های قسمت عقب بدن از تعدادی غدد ویژه ترشح می‏شود، به محض آن‌که در معرض هوا قرار گیرد خشک می‏گردد. پس از خشک شدن، تارهایی با شکل، طول و استحکام متفاوت ایجاد می‏شوند. این تفاوت، ناشی از تفاوت غدد ترشح کننده تارهاست. عنکبوت عموما در خانه‏اش که همه فعالیت‏های حیاتی خود را در آن انجام می‏دهد می‏ماند. این حشره غیر از این خانه، مخفی‌گاه دیگری نیز برای خود می‏سازد که به وسیله تارِ شکار به خانه متصل شود و در مواقع خطر به این مخفیگاه پناه می‏برد(۱).

تارعنکبوت‌ها
اکثر عنکبوت‌ها تار می‌تنند که معمولاً به صورت رشته‌ای پروتئینی از غده‌های تارتنِ انتهای شکم آنها ترشح می‌شود. بسیاری از گونه‌ها از تار برای شکار استفاده می‌کنند. به این صورت که توری یا پرده‌ای می‌تنند که حشرات در آن به دام می‌افتند. اما گونه‌های فراوانی هم وجود دارند که آزادانه شکار می‌کنند. علاوه بر صید، عنکبوت‌ها از تار برای بالا رفتن از جایی، ایجاد دیوارهای هموار در لانه‌های زیرزمینی، ساختن ساک تخم، درپیچیدن صید و نگهداری موقت اسپرم و تعدادی کارهای دیگر استفاده می‌نمایند.
تار عنکبوت از نخ‌های ابریشم مانند درست شده است. نخ‌هایی که خودش ایجاد کرده و خودش ریسیده است و از آن نخ‌ها تار را بافته است. عنکبوت تار را به شکل هندسی و محکم در می‌آورد و برای شکار مگس یا سایر جانداران دام قرار می‌دهد. این تار‌ها ابتدا به صورت مایع هستند و به شکل نخ نازکی از بدن عنکبوت خارج می‌شوند و سپس در تماس با هوا خشک شده و مانند نخ می‌شوند. قطر تار عنکبوت حدود یک دهم تار موی انسان است. این تارهای صاف و شفاف، بسیار نرم و سبک و در عین حال بسیار مقاوم هستند. حتی می‌توان گفت تار عنکبوت از فولاد هم‌قطر خود هم سخت‌تر است. پروتئینی که عنکبوت را قادر می‌سازد خود را آویزان کند و همچنین به شکار طعمه کمک می‌کند، نظر دانشمندان را به خود جلب کرده است. مولکول‌های این پـروتئین بسیار کشسان و قـوی تقریباً ۲۰ برابر از نایلون کشسان‌تر و ۹ برابر از فولاد در قطر مساوی قوی‌تر هستند.

عنکبوت‌ها پل‌هایی نیز می‌سازند که به وسیله آن از جوی‌ها عبور می‌کند و از گودال‌های ژرف می‌گذرد. پل عنکبوت نخی باریک است که خودش آن را ریسیده است و به وسیله باد، دو سوی جوی یا گودال را به هم وصل می‌کند. آنگاه خود را با سرعتی عجیب روی آن می‌لغزاند تا از آن عبور کند. عنکبوت خندق‌های زمینی و پناهگاه‌های محکم نیز می‌سازد و برای آن‌ها درهای محکمی قرار می‌دهد و وسائل گریز از خطر را در آن‌ها آماده می‌کند(۲).

توانایی تنیدن تار ارثی است و عنکبوت اطلاعات مربوط به این توانایی را به شکل ماده وراثتی از والدین خود به ارث برده‌است. برخی گونه‌های عنکبوت بسیار سمی و خطرناک‌اند و زهرشان آن قدر قوی است که می‌تواند انسان را بکُشد. عنکبوت بیوه سیاه، عنکبوت تورقیفی سیدنی و… از گونه‌های خطرناک عنکبوت‌ها بشمار می‌روند(۳).

عنکبوت

جنسیت واژه عنکبوت در زبان عربی

«…. کَمَثَلِ الْعَنکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا»

در فرهنگ لسان‌العرب آمده است: «عنکبوت جانور کوچکی است که در هوا و بر روی دهانه چاه، ترکیبی را می‏بافد. این کلمه مؤنث است، اما گاهی در شعر به صورت مذکر هم آمده است. به خانه عنکبوت(عَکدَبَه) گفته می‏شود. فراء می‏گوید: «عنکبوت مؤنث است. البته برخی عرب‏ها آن را به صورت مذکر هم می‏آورند. جمع آن عنکبوتات، عَناکِب و عَناکیب و اسم مصغر آن عُنَیکِب است. اهل یمن به آن عَنکَباه می‏گویند، گاهی نیز عَنکَباء و عَنکَبوه نامیده می‏شود». سیبویه با استشهاد به افزودن تاء به عنکبوت آن را عنکباء می‏نامد و من نمی‏دانم آیا اسم مفرد است یا جمع. ابن اعرابی می‏گوید: «عَنکَب مذکر است و مؤنث آن عَنکَبه است». گفته شده است عَنکَب اسم جنس عنکبوت است و عنکبوت هم مذکر و هم مؤنث است. (مبرد) می‏گوید: «عنکبوت مؤنث است، اما مذکر هم آورده شده است»».

در مجموع غالب آن است که واژه عنکبوت مفرد مؤنث بوده و جمع آن عَناکِب است.

اعجاز علمی در استعمال واژه مفرد عنکبوت

نام‏گذاری این سوره به نام عنکبوت که واژه‏ای مفرد است، به این دلیل است که عنکبوت به صورت فردی زندگی می‏کند، به‌جز مواقع جفت‏گیری یا زمانی که تخم‏ها باز می‏شوند. اما در دو سوره نمل و نحل، اسم سوره به صورت جمع آمده است (واژه‌های النمل و النحل و واژه نحله و نمله که به‌صورت مفرد می‌باشند استعمال نکرده است) تا بر جمعی بودن زندگی این دو حشره اشاره شود. اما واژه عنکبوت بصورت مفرد استعمال شده و این خود از اعجازهای واژگانی قرآن کریم به‌شمار می‌رود(۱).

دکتر صلاح رشید در تفسیر مطلب فوق آورده است: «عنکبوت‌ها، گروهی هستند که در جهان بیش از سی هزار نوع آنها وجود دارد و در حجم و شکل و روش زندگی متفاوت هستند. روش زندگی فردی همراه دشمنی با یک‌دیگر در آن‌ها غالب بوده و انواع اندکی از آن‌ها یافت می‌شوند که به‌صورت دسته جمعی زندگی می کنند».

در کل عنکبوت‌ها موجوداتی هستند که به تنهایی زندگی می‌کنند و کم‌تر دارای زندگی اجتماعی بوده و در میان انواع گونه‌های عنکبوت‌ها چیزی در حدود ۱-۵/۲ درصد دارای زندگی اجتماعی هستند، و مابقی منفرد زندگی می‌نمایند.

زندگی انفرادی و تهاجم گونه غالب عنکبوت‌ها به قدری مشهور است که گونه اندکی از عنکبوت‌ها که دارای زندگی اجتماعی هستند، توجه جانورشناسان را به خود جلب کرده و آن‌ها را عنکبوت‌های اجتماعی نامیده‌اند. ولی همان‌طور که گفته شد، اکثر عنکبوت‌ها دارای زندگی انفرادی و نسبت به اعضای گروه و خانواده خود و یک‌دیگر حالت تهاجمی داشته و خصومت شدیدی میان آن‌ها برقرار است(۴).

دکتر صلاح رشید در ادامه می‌نویسد: «جثه عنکبوت‌های ماده(معمولا) از نرها بزرگ‌تر است. غالباً فقط در هنگام جفت‌گیری هم‌دیگر را ملاقات می‌کنند و عنکبوت نر قبل از جفت‌گیری، اقدام به رقص‌ها و حالات مشخصی در برابر عنکبوت ماده می‌نماید که مقصودش جلوگیری از غریزه دشمنی عنکبوت ماده است. هنگامی که آمیزش آن‌ها تمام می‌شود، عنکبوت نر غالباً در لانه باقی می‌ماند و اقدام به پنهان شدن از عنکبوت ماده می‌کند، چرا که می‌ترسد او را بکشد. کشتن عنکبوت نر بعد از تمام شدن آمیزش جنسی، در بین بسیاری از عنکبوت‌ها اتفاق می افتد که مشهورترین این عنکبوت‌ها «بیوه سیاه» است. در برخی از انواع آن‌ها، عنکبوت ماده، عنکبوت نر را رها می‌کند تا هنگامی‌که فرزندان از تخم خارج می‌شوند، اقدام به قتل او کنند و او را بخورند. در انواع دیگری از عنکبوت، مادر، اقدام به تغذیه فرزندان کوچکش می‌کند تا این‌که بزرگ می‌شوند و مادرشان را می‌کشند و می‌خورند».

از این مطالب روشن می‌شود که نظام اجتماعی و روابط خانوادگی عنکبوت، بر اساس مصالح موقت است، به‌طوری که هر گاه این مصالح تمام می‌شود، دشمن هم‌دیگر می‌شوند و برخی، برخی دیگر را می‌کشند(۴).

استعمال فعل مونث برای واژه عنکبوت(… اتَّخَذَتْ بَیْتًا)

این آیه قرآنی به صراحت می‌گوید که عنکبوت ماده به ساخت خانه اقدام می‌‏کند چرا که از فعل مونث برای عنکبوت استفاده نموده است. علم امروزی نیز دقیقا ثابت نموده است که وظیفه ساخت خانه بر عهده عنکبوت ماده است که با غدد ترشح کننده ماده ابریشمی، اقدام به ساخت لانه می‏کند. بنابراین تنها عنکبوت ماده به وسیله نخ بافته شده‌ای که در انتهای شکم او قرار دارد، اقدام به ساختن لانه می‌کند و این نخ در عنکبوت نر وجود ندارد(۵). هرچند در برخی مواقع عنکبوت نر هم در کار ساخت، ترمیم یا توسعه او را یاری می‏کند، با این حال وظیفه مذکور به‌صورت یک وظیفه محض برای حیوان ماده حفظ می‏شود(۱).
لازم بذکر است که عنکبوت ماده تا وقتی‌که بالغ و آماده اجفت‌گیری نشود، اقدام به ساخت خانه نمی‌کند و ساختن لانه عاملی در جذب عنکبوت نر است که قادر به ساختن خانه نمی‌باشد. همچنین عنکبوت ماده با تارهای بافته‌شده که با مهندسی خاص آن‌ها را می بافد، خانه خود را می‌سازد. به‌نوعی که نسبت به هر تحرک خارجی حساس بوده و به ماده لزج و چسبناکی آغشته شده است که هر حشره‌ای به محض این‌که بدان نزدیک شود، به آن می چسبد تا این که عنکبوت ماده برسد و صید را دریافت کند.
در پایان باید گفت یکی از جاندارانی که در قرآن کریم به آن اشاره شده است و حتی سوره‌ای نیز بنام این حشره نام گرفته شده است، عنکبوت می‌باشد. اشاره به نام هر جانوری در قرآن خود متضمن نکات جالب و بدیعی از اسرار زندگی همان جانور است که بشر امروزی در قرون معاصر پی به اسرار آن برده است. باید گفت قرآن کتابی سراسر تعلیم و تربیتی برای انسان‌ها بوده اما در لابلای کلام‌های تربیتی خویش از زندگی جانوران نیز در جهت تعلیم و تربیتی استفاده نموده که نمونه‌ای از آن نیز در همین آیه مصداق داشته و از سستی بیت عنکبوت به‌عنوان مثالی تربیتی یاد کرده است. جالب آن‌که تمام اشارات علمی قرآنی در زمینه علوم جانوری و زندگی آن‌ها امروز دقیقا منطبق با یافته‌های علمی بشری است، چرا که حقیقتا خالق از اسرار مخلوقات خود آگاه و مطلع است. در شماره بعدی این نوشتار نیز حقایق دیگری از همین آیه ارائه خواهد شد.

یادداشت از: تقی قاسمی خادمی، کارشناس ارشد بیولوژی جانوری و فعال قرآنی.

منابع:
۱) برگرفته از پایگاه: http://quran.porsemani.ir
۲) صدر، رضا؛ نشانه‌هایی از او، هنرنمائی عنکبوت، ج ۱ صفحه ۸۶-۸۷.
۳) برگرفته از پایگاه:  https://fa.wikipedia.org
۴) برگرفته از پایگاه: http://eajazquran۱۴.blogfa.com
۵) گاهنامه ترنم، وابسته به کانون قرآن وعترت دانشگاه آزاد اسلامی استهبان