وقتی که خادمه‌ی او ۲۰ سال به جز قرآن هیچ کلامی نمی‌گوید

فضه‌ی خادمه‌ام دست علی یار من است
چه غم از حادثه‌ها فاطمه غمخوار من است
فضهی خادمه‌ام حافظ قرآن مجید
نفس حضرت صدیقه مدد کار من است
فضه‌ی خادمه‌ام مورد الطاف رسول
حضرت ختم رسل سید و سالار من است
ذکر شام و سحرم یا علی و یا زهراست
این ولایت نمک سفره‌ی افطار من است
خدمت پنج تن آل عبا کردم و زآن
صف به صف فوج ملک خادم دربار من است
بسکه پای حسن و روی حسین را شستم
لطف حق شامل حال من و افکار من است
فاطمه ان دم حساس مرا کرد صدا
داغدار از غم او این دل بیمار من است

استاد کلامی زنجانی

fezze

«عبدالله مبارک» که از کاروان حاجیان عقب مانده بود می‌گوید: سوار بر شتر بودم که بانویی را تنها در وسط بیابان دیدم، ، نزد او رفتم و هر چه از او پرسیدم با آیه‌ای از قرآن به من جواب داد.

ابتدا به او گفتم: تو کیستی؟

گفت: «وَ قُل سَلامُ فَسَوفَ یَعلَمُون»؛ بگو سلام بر شما، به زودی خواهند دانست. (زخرف: آیه ۸۹)

یعنی اینکه ابتدا سلام کن تا بعد از آن بدانى که کیستم !

پس بر او سلام کردم و گفتم: تو اینجا چه می‌کنی؟

گفت: «وَ مَن یَهدِ اللهُ فَما لَهُ مِن مُضِلٍّ»؛ هر کس را خدا هدایت کند، هیچ گمراه کننده ای نخواهد داشت. (زمر: آیه ۳۷) فهمیدم که راه گم کرده است.

گفتم: از جنّ هستی یا از انس؟ گفت: «یا بَنی آدَمَ خُذُوا زینَتَکُم»؛ ای فرزندان آدم! زینت خود را بردارید. (اعراف: آیه ۳۱)؛ فهمیدم انسان است.

گفتم: از کجا می‌آیی؟ گفت: «یُنادَونَ مِن مَکانٍ بَعیدٍ»؛ آن ها از مکان دور، صدا زده می‌شوند،(فصلت: آیه ۴۴). فهمیدم که از راه دور می‌آید.

گفتم: کجا می‌روی؟ گفت: «وَ لِلهِ عَلی النّاسِ حجُّ البَیتِ»؛ خداوند حج را بر مردم واجب کرده است. (آل عمران: آیه ۹۷) فهمیدم که عازم مکه است.

گفتم: چه وقت از کاروان جدا شدی؟ گفت: «وَ لَقَد خَلقنا السَّمواتِ وَ الأَرضَ وَ ما بَینَهُما فی سِتَّه أیّامِ»؛ ما آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آنها است را در شش روز آفریدیم. (ق: آیه ۳۸) فهمیدم که شش روز است از کاروان جدا شده است.

گفتم: آیا به غذا میل داری؟ گفت: «وَ ما جَعَلناهُم جَسَداً لا یَأکُلُونَ الطَّعام»؛ ما آنها را پیکرهایی که غذا نخورند، قرار ندادیم(انبیاء: آیه ۸). فهمیدم که گرسنه است.

گفتم: شتاب کن و تندتر بیا.

گفت: «لا یُکَلِّف اللهُ نَفساً إِلّا وُسعُها»؛ خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی‌اش تکلیف نمی‌کند. (بقره: آیه ۲۸۶) فهمیدم که خسته شده و قدرت راه رفتن ندارد. گفتم: پشت سر من بر شتر سوار شو.

گفت: «لَو کانَ فیهِما آلِههٌ إِلّا اللهُ لَفَسَدتا»؛ اگر در زمین و آسمان خدایانی جز خدای یکتا باشد، به هم می خورند. فهمیدم که از سوار شدن پشت سر من، حیا می کند. (انبیاء: آیه ۲۲)

پس ناچار خودم از شتر پیاده شدم و او را تنها سوار کردم، وقتی سوار شد گفت: «سُبحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا»؛ پاک و منزه است خدایی که این را مسخّر و رام ما گردانید. (زخرف: آیه ۱۳)

وقتی به کاروان رسیدیم به او گفتم: آیا از بستگان تو کسی در کاروان هست؟

گفت: «یا داوُودَ إِنّا جَعَلناکَ خَلیفَهً فِی الأَرض»؛ ای داوود! تو را نماینده ی خود در زمین قرار دادیم. «وَ ما مُحَمَّدٌ إلّا رَسُولٌ»؛ و نیست محمد جز رسول. «یا یَحیی خُذِ الکِتابَ بِقُوَّهٍ»؛ ای یحیی! کتاب را با قوت بگیر. «یا موسی إِنّی أِنا الله»؛ ای موسی! همانا منم خداوند. (ص: آیه ۲۶؛ آل عمران: آیه ۱۴۴؛ مریم: آیه ۱۲؛ قصص: آیه ۳۰)

دریافتم افرادی به نام های «داوود»، «محمد»، «یحیی» و «موسی» داخل کاروان هستند و با او خویشاوندی دارند، آنها را با نام صدا زدم، ناگهان چهار جوان به سوی آن زن آمدند. به او گفتم: این افراد با تو چه نسبتی دارند؟

گفت: «اَلمالُ وَ البَنُون زینَه الحَیاهِ الدُّنیا»؛ مال و فرزندان، زینت زندگانی دنیا هستند. (کهف: آیه ۴۶) فهمیدم آن ها فرزندان او هستند.

وقتی آنها نزد او آمدند؛ آن زن گفت: «یا أَبَتِ اُستَأجِرهُ إِنَّ خَیرَ مَنِ استَأجَرتَ القَویُّ الأَمینُ»؛( پدرم! او را استخدام کن؛ چرا که بهترین کسی که می توانی استخدام کنی، کسی است که نیرومند و امین است) (قصص: آیه ۲۶) فهمیدم که به آنها می‌گوید مُزدی به من بدهند. آنها نیز مقداری پول به من دادند.

زن گفت: «وَ اللهُ یُضاعِفُ لِمَن یَشّاء»؛ خداوند آن پاداش را برای هر کس که بخواهد چند برابر می کند. (بقره: آیه ۲۶۱) فهمیدم به آنها می‌گوید زیادتر بدهند. آن ها نیز بر پاداش من افزودند.

از آنان پرسیدم: این زن کیست؟ گفتند: این زن مادر ما «فضّه» است که کنیز حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود و بیست سال است که غیر از قرآن سخنی نگفته است!

بحارالانوار، ج ۴۳: ۸۶- ۸۷.

مفتقرا متاب رو از در او به هیچ سو
زان که مس وجود را فضه‌ی او طلا کند

وقتی معنای گستاخی و شجاعت عوض می‌شود!!!

شیعیان برای اثبات فاجعه وحشتناک حمله به خانه‌ی دختر رسول خدا حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، اسنادی از کتب خود اهل سنت ارائه می‌کنند.

حال شاید در ذهن بعضی‌ها این سوال ایجاد شود که چگونه دانشمندان اهل سنت، این حقایق را در کتب خویش آورده‌اند؟

پاسخ این است که این جماعت به واقعه‌ی حمله به خانه‌ی حضرت زهرا سلام الله علیها افتخار می‌کنند و آن را جز کرامات خلیفه‌ی دوم و دلیل شجاعت او می‌دانند. همان طور که ما شیعیان به کرامات امیرالمومنین علیه السلام مانند کندن در قلعه‌ی خیبر افتخار می‌کنیم.

برای نمونه می‌توان از حافظ ابراهیم ، شاعر مصری ، (۱۹۳۲ ـ ۱۸۷۲) نام برد. این شاعر در یک مجلس عمومی در حضور رجال و علمای طراز اول اهل سنت مصر، به قرائت قصیده‌ای می‌پردازد که در مدح خلیفه‌ی دوم سروده بود. او در ابیاتی از این قصیده با بی‌پروایی تمام، نه تنها به واقعه‌ی تهدید به آتش کشیدن خانه‌ی حضرت زهرا علیها سلام توسط خلیفه‌ی دوم اعتراف می‌کند؛ بلکه به این تهدید علیه دخت پیغمبر افتخار هم می‌کند وآن را مورد تکریم قرار می‌دهد. جمعیت حاضر در جلسه نیز این شاعر را به واسطه‌ی این اشعار مورد تشویق قرار می‌دهند و به او شاعر، لقب شاعر نیل و شاعر مردم مصر می‌دهند.

و اما اشعار :

 

و قوله لعلی قالها عمر/أکرم بسامعها أعظم بملقیها

حرقت دارک لا أبقی علیک بها/إن لم تبایع وبنت المصطفى فیها

ما کان غیر أبی حفص یفوه بها/أمام فارس عدنان و حامیها

ترجمه :

بیت اول : عجب کلام ارزشمند و بلند مرتبه‌ایست که عمر به علی (علیه السلام) خطاب نمود! پس بزرگ بدار شنونده‌ی آن رات و عظیم بدان گوینده‌ی آن را !

بیت دوم : (او گفت:) قطعا بدان که خانه تو را به آتش میکشم و در آن چیزی باقی نمی‌گذارم، اگر با خلیفه بیعت نکنی، با اینکه دختر پیامبر در آن خانه باشد

بیت سوم : این کلام به جز از دهان ابوحفص (کُنیه‌ی عمر) از دهان کس دیگری خارج نمی‌شود، که بتواند با (چنین جسارتی ) در مقابل تک سوار عدنان و نگهبان و پاسدار امت ، (علی بن ابی طالب علیه السلام) ایراد کند

fatemie2

فراخوان ثبت‌نام دوره‌ی اوّل متوسّطه‌ احسان سال۹۵-۹۶

مؤسّسه‌ی فرهنگی احسان(غیر دولتی)

دوره‌ی اوّل متوسّطه‌

برای سال تحصیلی ۹۶ ۹۵

جهت ورود به پایه‌ی هفتم دانش آموز می‌پذیرد.

   لطفاً از روز ‌‌شنبه ۱۵/۱۲/۹۴ تا روز چهار‌شنبه ۸/۲/۹۵

صبح‌ها از ساعت ۹  تا  ساعت ۱۳ و

بعدازظهر‌ها از ساعت ۱۴ تا ساعت۱۵:۳۰

     (به‌جز روزهای پنج‌شنبه)

فقط تلفنی با مدرسه تماس حاصل فرمایید.

آدرس: میدان هروی – خیابان گلزار – کوچه‌ی شهید عیوض توحیدی پلاک ۷۶

تلفن‌های مدرسه : ۲۲۹۴۹۱۲۲ – ۲۲۹۴۹۱۲۱

خانه تکانی!!!

<<صلی الله علیک ایتها الصدیقه الشهیده>>

بانو! سه ماه منتظر این دقیقه‌ام
مشغول کار خانه شدی! خوش سلیقه‌ام !؟

زهرا ! مرا چه قدر بدهکار می‌کنی!؟
داری برای دل‌خوشی‌ام کار می‌کنی؟

در این سه ماه، آب شدم ، امتحان شدم
با هر صدای سرفه‌ی تو نصفه جان شدم

با دیدنت، نگاه مرا سیل غم گرفت
با اولین تبسم تو، گریه‌ام گرفت

این بوی نان داغ به من جانِ تازه داد
حتی به پلک‌های حسن، جان تازه داد

زحمت نکش! هنوز سرت درد می‌کند
باید کمک کنم، کمرت درد می‌کند

آیینه‌ی پر از ترکم، احتیاط کن!
فکری به حال و روز بدِ کائنات کن

تا کهنه زخم بازوی تان تیر می‌کشد
دستاس خانه آه نفس گیر می‌کشد‌

ازدست تو، به آه شکایت بیاورم
نگذاشتی طبیب برایت بیاورم

با اینکه اهلِ صحبت بی‌پرده نیستم
راضی به رنج دستِ ورم کرده نیستم

جارونکش! که فاطمه جان درد می‌کشم
دارم شبیه پهلوی تان درد می‌کشم

جارو نکش! که عطر بهشت است می‌بری
رویِ مرا زمین نزن این روز آخری

باغ بدون غنچه و گل دل‌نواز نیست
ویرانه را به خانه تکانی نیاز نیست

گیرم که گردگیری امروز هم گذشت…
فصل بهار آمد و این سوز هم گذشت…

آشفته خانه‌ی جگرم را چه می‌کنی !؟
خاکی که ریخته به سرم را چه می‌کنی!؟

زهرا به جای نان، غم ما را درست کن
حلوای ختم شیرخدا را درست کن

مبهوت و مات ماندم از این مِهر مادری!
دست شکسته جانب دستاس می‌بری!

جانِ علی بگو که تو با این همه تبت !
شانه زدی چگونه به گیسوی زینبت!؟

شُستی تن حسین و حسن با کدام دست !؟
آماده کرده‌ای تو کفن با کدام دست !؟

حرف از کفن شد و جگرت سوخت فاطمه
ازتشنگی لبِ پسرت سوخت فاطمه

حرف از کفن شد و کفنت ناله زد حسین
خونابه‌های پیرهنت ناله زد حسین

وحید قاسمی

برنامه تفریحی دوره سوم نظری، پارک جنگلی سرخه حصار

روز یکشنبه دوم اسفند ماه ۱۳۹۴، سومین برنامه تفریحی دوره سوم نظری در پارک جنگلی سرخه حصار برگزار شد.

دانش آموزان پس از استفاده از امکانات زمین چمن مصنوعی و پیست دوچرخه سواری به صورت گروهی به تهیه و آماده سازی ناهار پرداختند و پس از کمی استراحت به محل دبیرستان بازگشتند.

 

DSC_0117

گزارش دومین نشست علمی گروه علوم انسانی

بر اساس برنامه‌ریزی انجام شده، دومین نشست تخصصی علوم انسانی دبیرستان احسان در سال تحصیلی ۹۵-۹۴، با موضوع «تحلیلی بر روند تشکیل، اصول و پیامدهای اعلامیه‌ی حقوق بشر» برگزار گردید.

این نشست از ساعت ۴:۳۰ تا حدود ۸ بعد از ظهر روز سه‌شنبه ۲۷ بهمن، با حضور دانش‌آموزان سال سوم و پیش‌دانشگاهی علوم انسانی و تعدادی از دانش‌آموزان علاقه‌مند سایر رشته‌ها و همچنین جمعی از مسئولین و دبیران دبیرستان و کارشناس مدعو این نشست حجت الاسلام دکتر موسی زاده – فوق دکترای حقوق، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و رئیس سابق مرکز مطالعات حقوق بشر دانشگاه تهران- برگزار گردید.

در بخش اول این نشست، دو نفر از دانش‌آموزان سال سوم نظری (آقای سید علی تقوی و آقای سید محسن حقیقی) کنفرانسی درخصوص تاریخ‌چه و تحلیل زمینه‌های شکل‌گیری اعلامیه‌ی حقوق بشر و نهایتاً تصویب آن در سازمان ملل ارائه کردند که با توضیحات تکمیلی کارشناس برنامه و برخی پرسش‌های مجری نشست ادامه یافت.

بعد از استراحت و اقامه‌ی نماز بخش دوم نشست بحث به‌شکلی تحلیلی و تخصصی تر دنبال شد. در این قسمت که با سؤالات متعدد دانش‌اموزان و چالش‌های ایجاد شده از سوی مجری همراه بود، دکتر موسی زاده ضمن نقد برخی مفاد اعلامیه حقوق بشر سابقه‌ی توجه به حقوق انسان‌ها را در نگاه دین اسلام متذکر شدند. سپس از زوایای مختلف کیفیت و نیز پیامدهای پای‌بندی به اعلامیه‌ی حقوق بشر از سوی دولت‌ها و لزوم آن را برای حضار تشریح کردند.

این نشست با تقدیر از آقایان حقیقی و تقوی به سبب ارائه‌ی کار پژوهشی ارزشمندشان و عکس یادگاری با حضور دکتر موسی زاده پایان یافت.

دومین نشست علمی گروه علوم انسانی موسسه فرهنگی احسان

نشست انسانی1 نشست انسانی2

آموزش عملی آمادگی دفاعی پایه دوم – میدان تیر

زمان برنامه: روز دوشنبه مورخ ۹۴/۱۱/۲۶
مکان: پادگان تیپ ۲ آل محمد
محتوای برنامه در چهار قسمت تقسیم می‌شد:
قسمت اول: آموزش باز و بسته کردن اسلحه کلاشینکف
قسمت دوم: آموزش فشنگ گذاری و خشاب گذاری
قسمت سوم: نحوه ی صحیح تیر اندازی
قسمت چهارم: تیر اندازی با تیر جنگی به سمت سیبل
قسمت پنجم: بازدید از نمایشگاه انقلاب
قسمت ششم: آموزش جنگ نرم در حسینیه پادگان
meydanTir2

مناسبت های ماه جمادی الأوّل

روز اول : شیخ کاظم بغدادى معروف به اُزرى مداح اهل بیت ادیبى کامل و شاعرى فاضل و صاحب قصیده هائیه که قریب به هزار بیت است که صاحب جواهر اجر و ثواب اخروى آنرا بر اجر جواهر ترجیح مى داد و آرزو مى کرد کاش ثواب قصیده در نامه عمل او و ثواب جواهر در نامه عمل ازرى ثبت شود – در سال ۱۲۱۱ قمرى در حدود ۸۰ سالگى در کاظمین وفات کرد و در سرابى که معروف به قبر مرحوم سید مرتضى است دفن گردید.

روز پنجم:ولادت عقیله العرب حضرت زینب کبرى علیها سلام در سال ۵ هجرت

روز ششم: وقوع جنگ موته و شهادت حضرت جعفر بن ابی طالب علیهما السلام معروف به جعفر طیار برادر امیرالمؤمنین علیه السلام در سال هشتم هجرت.

روز نهم : شهادت شهید اول ۷۸۶ هجری قمری ،استاد الفقهاء شیخنا الاعظم محمد بن مکّى بن محمد بن حامد عاملى جَزینى مشهور به شهید اول ؛ در اثر فشار عامّه (اهل سنت) بسیار تقیّه مى‌نمود و علنى اظهار تشیع نمى‌کرد با این همه قاضى شافعى مذهب شام به آن عالم ربانى حسادت ورزید و در نزد والى شام از او سعایت نمود و به اتهام تشیع آن عالم فقیه را گرفتار کرد و بعداز یک سال زندانى شدن در قلعه شام در ۹ یا ۱۹ جمادى الاولى سال ۷۸۶ ق به فتواى دو قاضى عامّه یعنى ابن جماعه شافعى و برهان الدین مالکى آن جناب را کشتند و بدنش را بدار آویختند و بعد به تحریک همان دو قاضى شافعی ، مردم عوام ، بدن آن عالم شهید را در بالاى دار سنگسار کرده سپس از دار فرود آوردندو آتش زدند و خاکسترش را بر باد دادند. چنانکه مرحوم ممقانى در تنقیح المقال مى‌فرماید: فقُتِلَ ثم صُلِبَ ثم رُجِم ثم اُحرِق.

روز دهم:

۱- کشته شدن خسرو پرویز بدست پسرش به نفرین حضرت رسول اکرم(صل اللّه علیه و آله و سلم ) ۶ ق:

۲- جنگ جمل ۳۶ ق : روز پنجشنبه دهم جمادى الاولى سال ۳۶ ق (یا جمادى الاخره ) لشکر امیرالمؤمنین با ناکثین که همان لشکر طلحه و زبیر و عایشه باشد جنگ نمودند طلحه در ۶۴ سالگى به سبب تیر مروان کشته شد ولى زبیر گریخت سرانجام عمر و بن جرموز او را خرابه‌ای کشت. در تاریخ آمده است که در جنگ جمل ۱۳ هزار نفر از لشکر عایشه و ۵۰۰۰ نفر از لشکر امیرالمؤمنین علیه السلام کشته شدند. پس از پیروزی سپاه امام ، حضرت على (علیه السلام) نزدیک هودج عایشه آمد و فرمود: آیا رسول خدا به تو امر فرموده بود که چنین کنى؟ عایشه عرض کرد: حالا که غلبه کردى احسان کن یا اباالحسن. حضرت عایشه را به همراه برادرش محمد بن ابی بکر به مدینه فرستاد.

روز سیزدهم : شهادت دختر خاتم الانبیاء و شفیعه روز جزاء سیّده نساء عالمین حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، ۷۵ روز پس از شهادت پیغمبر اکرم (صل اللّه علیه و آله و سلم ) در سن هیجده سالگى و در سال یازدهم هجری در مدینه طیّبه در اثر ظلم و ستم اتباع سقیفه.

روز پانزدهم:

۱- فتح بصره بدست تواناى اسدالله حضرت امیر المؤ منین (علیه السلام) ۳۶ ق در جنگ جمل.

۲- شهادت جناب محمد بن ابی بکر (پسر خوانده‌ی امیرالمؤمنین علیه السلام) در مصر . سال ۳۸ هجری

روز بیست و هفتم: وفات حضرت عبدالمطلب علیه السلام جد بزرگوار خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله.

روز بیست و نهم: وفات جناب ابو جعفر محمد بن عثمان نایب دوم امام زمان علیه السلام.

حضرت امام حسن عسکری علیه السلام او و پدرش را توثیق نموده و به شیعیان خود خبر داد که او از وکلاى فرزندم مهدى علیه السلام است و چون هنگام وفات پدرش عثمان بن سعید عمرى رسید توقیعى از جانب حضرت حجت علیه السلام بیرون آمد که مشتمل بر تعزیت نامه بود در خصوص وفات پدرش و آن که او نایب و منصوب از جانب ولى خدا است در امر سفارت و در مقام پدرش برقرار است، و عبارت توقیع بنا به روایت صدوق و غیر او که نقل نموده‌اند این است:

«اِنا للّهِ وَ اِنا اِلَیهِ راجِعُونَ تَسْلیما لاَمْرِهِ وَ رِضا بِقَضائِهِ وَ بِفِعْلِهِ عاشَ اَبُوکَ سَعیدا وَ ماتَ حَمیدا فَرَحْمَهُ اللّهُ وَاَلْحَقَهُ بِاَوْلِیائِهِ وَ مَوالیهِ …» و دلالت این توقیع شریف بر جلالت قدر و بزرگى مرتبه این دو بزرگوار در نهایت رفعت و مناعت است و شرح آن به فارسى آن که فرمود: به درستى که ما براى خداییم و بازگشت ما به سوى خدا است که تسلیم نمودیم امر او را و راضى شدیم به قضاء او، و پدر تو به سعادت و نیکبختى تعیش (زندگى) نمود و وفات نمود در حالتى که محمود و پسندیده بود، خدا او را رحمت کند و ملحق کند او را به اولیاء و سادات و موالیان او علیهم‌السلام که همیشه در امر ائمه دین سعى کننده بود در آن چیزهایى که موجب تقرب او بود به سوى خدا و ائمه دین او، خداوند روى او را تر و تازه نماید و لغزش‌هاى او را ببخشید و جزا و اجر تو را زیاد کند و صبر کند در مصیبت او به تو عطا فرماید، تو مصیبت زده شدى و ما نیز مصیبت زده شدیم و مفارقت پدرت تو را و ما را به وحشت انداخت. پس خداوند او را به رحمت خود مسرور فرماید در منقلب و مثواى او که آرامگاه او است و از کمال سعادت پدرت آن که مثل تو فرزندى را به او روزى فرموده که خلیفه و قائم مقام او باشى به امر او و ترحم نمایى و طلب آمرزش کنى از براى او و من می‌‌گویم که حمد می‌‌کنم خدا را پس به درستى که قلوب شیعیان نیکو و مسرور شده است به مکان و منزلت تو و آنچه خداوند در تو و در نزد تو قرار داده است و حق تعالى تو را یارى فرماید و قوت به تو دهد و محکم فرماید تو را و توفیق به تو عطا فرماید و تو را حافظ و نگهبان باشد.

برترین‌های درسی و پیشرفت تحصیلی نوبت اول – پایه چهارم

فایل صوتی جلسات عقاید-نیم‌سال دوم۹۴-۹۵