فرارسیدن ماه محرم تسلیت باد!

مشک را پر آب کرد ؛ از خوشحالی حتی حواسش نبود که دستانش را بریده اند !
بعد از ریخته شدن آب هم آنقدر ناراحت بود که فرصت نکرد سراغی بگیرد از بازوانش !
وقتی که برادرش حسین (ع) آمد بالای سرش ؛ تا می خواست مانند همیشه دست به سینه سلام دهد ، تازه فهمید که دستانش نیستند …

.
.
گفت ضمایر را بشمار
گفتم من ، من ، من
گفت فقط من ؟؟؟!!!
گفتم آری ، همگی رفته اند زیارت ارباب و فقط من بی لیاقتم که اینجا تنها مانده ام !
.
.
ارباب خوبم ، ماه عزاتو عشقه
ارباب خوبم ، کرب و بلاتو عشقه
فرستنده : زهرا مقدم
.
.

 

بیشتر بدانید