صلوات در کلام امام رضا علیه السلام

«حضرت رضا علیه السلام در مجلس مأمون فرمود:

چون این آیه شریفه نازل شد، به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله عرضه داشتند، معناى تسلیم به تو را دانستیم، و آن اطاعت محض از حضرت تو در تمام برنامه‏هاى زندگى است، ولى کیفیت صلوات بر تو را نمى‏دانیم، حضرت فرمود بگوئید:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ کَما صَلَّیْتَ وَ بارَکْتَ عَلى ابْراهیمَ وَ آلِ ابْراهیمَ انَّکَ حَمیدٌ مَجیدٌ.

خدایا! بر محمد و خاندانش درود فرست همانگونه که درود فرستادى و برکت بخشیدى بر ابراهیم و خاندانش؛ همانا تو ستایش شده و ارجمندى.

سپس حضرت رضا علیه السلام فرمود: اى مردم! در بین شما در زمینه صلوات بر محمد و آل محمد اختلافى هست؟

مأمون گفت: این حقیقتى است که اصلًا در آن اختلافى نیست، و امت اسلام بر لزوم این صلوات اجماع دارند، اما اى فرزند رسول خدا براى صلوات بر آل، غیر این روایت دلیل واضح و روشنى از قرآن مجید دارید؟

حضرت فرمود: آرى، از قول حضرت حق که در قرآن مى‏فرماید:

یس* وَالقُرَآنِ الْحَکیمِ* انَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلینَ* عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ» «۱»

یس* سوگند به قرآن کریم،* که بى‏تردید تو از فرستادگانى،* بر راهى راست [قرار دارى.]

منظور از «یس» کیست؟ دانشمندان مجلس مأمون گفتند: به طور قطع و بدون شک منظور از یس محمّد صلى الله علیه و آله است، و احدى از امت در این مسئله تردید ندارد.

حضرت فرمود: به حقیقت که خداوند به محمد و آل محمد عنایتى کرده که احدى به ذات آن نمى‏رسد مگر با نور عقل و خرد، خدا در قرآنبه کسى جز انبیا سلام نکرده، در این زمینه مى‏فرماید:

سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِى الْعالَمینَ» «۲» و سَلامٌ عَلى ابْراهیمَ» «۳» و سَلامٌ عَلى مُوسى‏ وَ هرُونَ» «۴»

ولى نفرمود:

سَلامٌ عَلى آلِ نوحٍ وَ سَلامٌ عَلى آلِ ابراهیمَ وَ سَلامٌ عَلى آلِ موسى وَ هرُونَ.

ولى فرمود:

سَلامٌ عَلى الْ یس» «۵»

سلام بر آل یاسین.

یعنى آل محمد صلوات اللَّه علیهم.

سپس فرمود: اى مأمون! متوجه شدى که در معدن نبوت شرح و بیان این واقعیت هست.» «۶» صلوات بر محمد و آل محمد از شرایع دین و از واجبات الهى است که وجوبش در تشهد نماز امرى قطعى و حقیقتى بدون تردید است، تا جایى که شافعى که از فقهاى بزرگ مکتب خلفاست مى‏گوید: اگر کسى در نماز واجب خود، بر آل محمّد صلوات نفرستد، صلواتش صلوات نیست و به این خاطر نمازش نماز نیست، چون جزئى از یک واجب را ادا نکرده و عدم اداء جزئى از واجب، مبطل نماز است.

 

صلوات در روایات‏

حضرت رضا علیه السلام فرمود:

مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى ما یُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ فَلْیُکْثِرْ مِنَ الصَّلاهِ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، فَانَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً.

وَ قالَ علیه السلام: الصَّلاهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ تَعْدِلُ عِنْدَ اللّهِ عَزَّ وَجَلَّ التَّسْبیحَ و التَّهْلیلَ وَ التَّکْبیرَ. «۷»

کسى که قدرت بر انجام کارى که کفّاره گناهانش شود ندارد، زیاد بر محمّد و آل محمد صلوات بفرستد، به حقیقت که صلوات نابوده کننده گناهان است، چه نابود کردنى. و نیز آن حضرت فرمود: صلوات بر محمد و آل محمد، در پیشگاه خداى عزوجل برابر تسبیح و تهلیل و تکبیر است.

امیر المؤمنین علیه السلام پس از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

بِالشَّهادَتَیْنِ تَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ، وَ بِالصَّلاهِ تَنالُونَ الرَّحْمَهَ، فَاکْثِرُوا مِنَ الصَّلاهِ عَلى نَبِیِّکُمْ‏

انَّ اللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً» «۸». «۹»

با شهادت بر وحدانیت حق و رسالت رسول خدا وارد بهشت مى‏شوید، و به وسیله نماز به رحمت خداوند مى‏رسید، بر پیامبر و آلش زیاد صلوات بفرستید، خدا و ملائکه بر پیامبر درود مى‏فرستند، اى اهل ایمان! شما هم درود بفرستید و به دستورهاى او تسلیم شوید حق تسلیم.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

مَنْ قالَ: صَلّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: صَلَّى اللّهُ عَلَیْکَ.

فَلْیُکْثِرُ مِنْ ذلِکَ. وَ مَنْ قالَ: صَلّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ لَمْ یُصَلِّ عَلى آلِهِ لَمْ یَجِدْ ریحَ الْجَنَّهِ وَ ریحُها تُوجَدُ مِنْ مَسیرِهِ خَمْسِمِأهِ عامٍ. «۱۰»

هر کس بگوید:

صَلّى اللّه عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ،

خداوند مى‏فرماید: درود بر تو، پس شما صلوات را به این کیفیت زیاد داشته باشید. و هر کس بگوید، صلّى اللّه على محمّد، ولى بر آل محمد درود نفرستد، بوى بهشت به او نمى‏رسد، بهشتى که بویش از مسیر پانصد ساله استشمام مى‏شود.

از حضرت باقر یا امام صادق علیهما السلام روایت شده:

اثْقَلُ ما یُوضَعُ فِى الْمیزانِ یَوْمَ الْقِیامَهِ الصَّلاهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى اهْلِ بَیْتِهِ. «۱۱»

سنگین‏ترین چیزى که در قیامت در ترازو قرار مى‏گیرد صلوات بر محمد و آل محمد است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

الصَّلاهُ عَلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله واجِبَهٌ فِى کُلِّ الْمَواطِنِ، وَ عِنْدَ الْعِطاسِ، وَ الرِّیاحِ وَ غَیْرِ ذلِکَ. «۲۱»

صلوات بر پیامبر در همه جا و به هنگام عطسه، و وزیدن باد، و غیر آن واجب است.

امیر المؤمنین علیه السلام در حدیث بسیار مهمّى چهارصد مطلب، مى‏فرماید:

بنده به هنگام فراغت از نماز بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، و از حق طلب بهشت کند، و از آتش جهنم به خداوند پناه ببرد، و از حضرت او بخواهد که حورالعین را به همسرى او درآورد، هر کس بر محمد و آلش درود بفرستد، دعایش به خدا مى‏رسد، و هر که بهشت بخواهد، بهشت مى‏گوید: خدایا! خواسته بنده‏ات را اجابت کن، و هر که از عذاب درخواست پناه کند، آتش مى‏گوید: الهى! بنده‏ات را پناه بده، و هر که از حضرت معبود حورالعین بطلبد، حورالعین مى‏گوید: الهى! خواسته بنده‏ات را اجابت کن. «۱۳» از حضرت صادق علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت شده:

مَنْ نَسِىَ الصَّلاهَ عَلَىَّ اخْطَأَ طَریقَ الْجَنَّهِ. «۱۴»

کسى که صلوات بر من را از یاد ببرد، راه بهشت را خطا رفته است.

حضرت صادق علیه السلام فرمود:

اذا دَعا احَدُکُمْ فَلْیَبْدَا بِالصَّلاهِ عَلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله، فَانَّ الصَّلاهَ عَلَى النَّبِىِّ صلى الله علیه و آله مَقْبُولَهٌ، وَ لَمْ یَکُنِ اللّهُ لِیَقْبَلْ بَعْضاً وَ یَرُدَّ بَعْضاً. «۱۵»

هر گاه یکى از شما دعا کرد، دعاى خود را با صلوات بر محمّد صلى الله علیه و آله شروع کند، به حقیقت که صلوات بر پیامبر مقبول پیشگاه حق است، اینطور نیست که خداوند قسمتى از دعا را قبول کند، و قسمت دیگرش را نپذیرد.

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

صَلاتُکُمْ عَلَىَّ اجابَهٌ لِدُعائِکُمْ، وَ زَکاهٌ لِاعْمالِکُمْ. «۱۶»

صلوات شما بر من، اجابت دعاى شما و زکات اعمالتان مى‏باشد.

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:

الْبَخیلُ حَقّاً مَنْ ذُکِرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ یُصَلِّ عَلَىَّ. «۱۷»

بخیل کسى است که نامم را بشنود و بر من صلوات نفرستد.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

لاتَضْرِبُوا اطْفالَکُمْ عَلى بُکاءِهِمْ فَانَّ بُکاءَهُمْ ارْبَعَهَ اشْهُرٍ شَهادَهُ انْ لا الهَ الَّا اللّهُ، وَ ارْبَعَهَ اشْهُرٍ الصَّلاهُ عَلَى النَّبِىِّ وَ آلِهِ، وَارْبَعَهَ اشْهُرٍ الدُّعاءُ لِوالِدَیْهِ. «۱۸»

فرزندان خود را به خاطر گریه کردنشان کتک نزنید؛ زیرا گریه آنان به مدت چهار ماه شهادت به واحدنیت خداست، و چهار ماه صلوات بر پیامبر و آل‏ اوست، و چهار ماه دعاى بر پدر و مادر.

سرّ این مسئله این است که کودک در چهار ماه اول جز خدائى که وى را بر معرفت و توحید سرشته چیزى نمى‏شناسد، بنابراین گریه او توسّل به حضرت حق است، و این حقیقت شهادت به توحید است.

در چهار ماه دوم به مادر نظر دارد نه به عنوان این که مادر است، بلکه به عنوان این که وسیله‏اى براى غذا و ارتزاق اوست، به همین خاطر از غیر مادر هم شیر و غذا قبول مى‏کند، روى این حساب در این چهار ماه دوم بعد از خدا نظرى جز به وسیله بین خود و خدا ندارد، و این غیر معناى رسالت چیز دیگر نیست، پس گریه او در این مدت شهادت به رسالت است.

در چهار ماه سوم به طور کامل پدر و مادر را مى‏شناسد و مى‏داند که در مسئله رزق محتاج به آن دو نفر است، لذا گریه‏اش در حقیقت دعا براى سلامتى پدر و مادر است.

امام صادق علیه السلام فرمود:

روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله به امام على علیه السلام فرمود: نمى‏خواهى تو را بشارت دهم؟

عرضه داشت پدر و مادرم به فدایت، تو دائماً بشارت دهنده به خیر بودى، رسول الهى فرمود: جبرئیل هم اکنون خبر بهت آورى به من داد، امام على علیه السلام عرض کرد، آن خبر چه بود؟ فرمود: به من خبر داد:

وقتى مردى از امتم بر من صلوات فرستاد و این صلوات را با صلوات بر آل من پیوند داد، درهاى آسمان به رویش باز مى‏شود، و ملائکه هفتاد صلوات بر او مى‏فرستند، و اگر گناهکار است، گناهانش همچون برگ درخت مى‏ریزد، و خداوند به او مى‏فرماید:

«لبَّیْک یا عبدى و سَعْدَیْک»

، و به ملائکه خطاب مى‏کند. شما بر بنده من هفتاد صلوات فرستادید، من بر او هفتصد صلوات‏ مى‏فرستم. اما اگر بر من صلوات فرستاد و اهل بیتم را در صلوات با من پیوند نداد، بین او و آسمان هفتاد حجاب قرار مى‏گیرد، و حضرت حق مى‏فرماید:

«لا لَبَّیْکَ وَ لاسَعْدَیْکَ»

، اى ملائکه من! دعایش را بالا نبرید مگر بر آل پیامبرم صلوات بفرستد، چنین کسى از رحمت حق محروم است تا زمانى که اهل بیتم را در صلوات به من ملحق فرماید. «۲۰» حضرت صادق علیه السلام از پدرانش از رسول خدا صلى الله علیه و آله روایت مى‏کند:

انَا عِنْدَ الْمیزانِ یَوْمَ الْقِیامَهِ، فَمَنْ ثَقُلَتْ سَیِّئاتُهُ عَلى حَسَناتِهِ جِئْتُ بِالصَّلاهِ عَلَىَّ حَتّى اثْقِلَ بِها حَسَناتِهِ. «۱۲»

من در قیامت کنار ترازویم، هر کس گناهانش بر حسناتش سنگین آید، من صلوات بر خودم را در ترازویش مى‏گذارم تا به سبب آن حسناتش بر گناهانش سنگینى کند.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

کُلُّ دُعاءٍ مَحْجُوبٌ عَنِ السَّماءِ حَتّى یُصَلّى‏ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ. «۲۲»

هر دعائى از اجابت دور است، مگر دعائى که همراه با صلوات بر محمّد و آلش باشد.

صبّاح بن سیابه مى‏گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود:

الا اعَلِّمُکَ شَیْئاً یَقِى اللّهُ بِهِ وَجْهَکَ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ؟ قالَ: قُلْتُ بَلى‏، قالَ: قُلْ بَعْدَ الْفَجْرِ: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» مِأهَ مَرَّهٍ یَقِى اللّهُ بِهِ وَجْهَکَ‏ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ.

به تو یاد ندهم چیزى که وجودت را از حرارت جهنم حفظ کند؟ عرض کردم:

چرا، فرمود: بعد از طلوع فجر صد بار بر محمّد و آل محمّد درود فرست.

 

 

منابع مقاله:

کتاب  : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد هشتم      

 نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

پی نوشت ها:

 

______________________________

 

(۱)- یس (۳۶): ۱- ۴.

(۲)- صافّات (۳۷): ۷۹.

(۳)- صافّات (۳۷): ۱۰۹.

(۴)- صافّات (۳۷): ۱۲۰.

(۵)- صافّات (۳۷): ۱۳۰.

(۶)- تفسیر الصافى: ۴/ ۲۸۱، ذیل آیه ۱۳۰ سوره صافّات؛ بحار الأنوار: ۲۵/ ۲۲۹، باب ۷، حدیث ۲۰؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱/ ۲۳۶، حدیث ۱.

(۷)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۴۷، باب ۲۹، حدیث ۲؛ عیون أخبار الرضا علیه السلام: ۱/ ۲۹۴، حدیث ۵۲.

(۸)- احزاب (۳۳): ۵۶.

(۹)- بحار الأنوار: ۷۴/ ۲۸۳، باب ۱۴، حدیث ۱؛ تحف العقول: ۹۲.

(۱۰)- وسائل الشیعه: ۷/ ۲۰۳، باب ۴۲، حدیث ۹۱۱۶؛ الأمالى، شیخ صدوق: ۳۷۹، حدیث ۶.

(۱۱)- وسائل الشیعه: ۷/ ۱۹۷، باب ۳۵، حدیث ۹۱۰۲؛ قرب الاسناد: ۹.

(۱۲)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۰، باب ۲۹، حدیث ۱۳؛ الخصال: ۲/ ۶۰۷.

(۱۳)- الخصال: ۲/ ۶۳۰، حدیث ۱۰؛ بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۰، حدیث ۱۴؛ عدّه الدّاعى: ۱۶۵.

(۱۴)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۳، باب ۲۹، حدیث ۲۰؛ الأمالى، شیخ طوسى: ۱۴۵، حدیث ۲۳۶؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۲۰۶- ۲۰۷، باب ۴۲، حدیث ۹۱۲۶.

(۱۶)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۳، باب ۲۹، حدیث ۲۱؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۹۶، باب ۳۶، حدیث ۸۸۳۶.

(۱۷)- وسائل الشیعه: ۷/ ۹۶، باب ۳۶، حدیث ۸۸۳۷؛ الأمالى، شیخ طوسى: ۲۱۵، حدیث ۳۷۶.

(۱۸)- بحار الأنوار: ۷۰/ ۳۰۶، باب ۱۳۶، حدیث ۲۸؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۲۰۴، باب ۴۲، حدیث ۹۱۱۹.

(۱۹)- وسائل الشیعه: ۲۱/ ۴۴۷، باب ۶۳، حدیث ۲۷۵۴۴؛ التوحید، شیخ صدوق: ۳۳۱، باب ۵۳، حدیث ۱۰. (۲۰)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۶، باب ۲۹، حدیث ۳۰؛ الأمالى، شیخ صدوق: ۵۸۰.

(۱۲)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۶، باب ۲۹، حدیث ۳۱؛ وسائل الشیعه: ۷/ ۱۹۵، باب ۳۴، حدیث ۹۰۹۷؛ ثواب الأعمال: ۱۵۵.

(۲۲)- بحار الأنوار: ۹۱/ ۵۸، باب ۲۹، حدیث ۳۵؛ ثواب الاعمال: ۱۵۵.

سروده ای از آقای عیسی ثاقب در مدح امام رضا علیه السلام

سروده ای از آقای عیسی ثاقب بخشایش مسئول کتابخانه دبیرستان احسان در مدح امام رضا علیه السلام

 

ای ولیّ خلاق ذُوالمِنَن شاه نیک خو یا اباالحسن

جلوهگر ز روی مُنوّرت ای فروغ هو یا ابالحسن

روشن ای دو چشمان آفتاب از درخشش نور گنبدت

ای غریق بحر عنایتت هر دقیقه زوار مرقدت

سیّدی به امّیدی از وطن رو نمودهام سوی مشهدت

ای تو بهتر از جمله خوبها آمده ببین زائر بدت

ره مگر ندارد به کوی تو هر سیاه رو یا ابالحسن؟

لال و سر به زیرم در این حرم کرده معصیت خاک بر سرم

غرق در خیال و تصوّرم ایستادهام گوشهی حرم

بر کبوتران حریم تو خیره گشته و رشک میبرم

ای خبیر راز پرندگان من مگر کم از یک کبوترم

چون کبوتری خستهپر کنم بغ بغو بغو یا اباالحسن

ای ز بام نُه کاخ آسمان پایهی جلالت بلندتر

افتد از نگاه شُکوه تو تاجِ رفعتِ آسمان ز سر

دسته دسته فوج ملائکه در حریم تو میزنند پر

ایستاده جبریل با ادب در صف خدم اولین نفر

میکند ازین آستانه او کسب آبرو یا ابالحسن

ای تو مایهی مجد ابتدا ای تو علت فخر خاتمه

ای کرم یکی از فضایلت این چنین شناسد تو را همه

بر مُحبّ ذات مقدّست از عذاب دوزخ چه واهمه؟

میشود نگاهی به من کنی، ای رئوف اولاد فاطمه؟

کن به یک نظر زخم سینه را از کرم رفو یا ابالحسن

کاش تا خودت ضامنم شوی آهوی بیابانیم کنی

بر سرم کشی دست مرحمت لطف خویش ارزانیم کنی

داغِ عزّتِ «خادم الرضا» نقشِ رویِ پیشانیم کنی

من که زائر کربلا شدم، میشود خراسانیم کنی؟

با شما برآورده میشود چون هر آرزو یا اباالحسن

ای هماره جان جهانیان غرق رحمت بیکرانهات

عطر و بوی شش گوشه میدهد گوشه گوشهی آستانهات

شاهدی که حتی به کربلا میگرفت این دل بهانهات

کربلائیم میکند کنون نغمههای نقّارهخانهات

این صدا مگر بهر جدّ تو گشته نوحه گو یاابالحسن

در مصیبت جدّ اطهرت بودهای تو پیوسته سوگوار

میسرود دِعبِل برای تو در رثای او شعر آبدار

میسرود و میخواند و میگرفت از دو دیدهات دُرّ شاهوار

شد ز کثرت گریه عاقبت پلکهای چشم تو زخمدار

روی خود نمودی هماره با اشک شستشو یاابالحسن

اوّلِ محرَّم که نوحهخوان سر کند دمِ«وا غریب» را

خوانَد ابتدا نقل از شما آن حدیث «یابن الشبیب» را

میکشد به بزم عزا سپس پای روضههای عجیب را

تارهای «شَیبُ الخَضیب»را،خاکهای «خَدُّالتَّریب»را

پاره میشود بغض در گلو از غم گلو یاابالحسن

چند حکایت از زندگی امام رضا علیه السلام

سفره

سفره ای بزرگ انداختند تا همه خدمتگزاران با او و همراهانش سر یک سفره غذا بخورند. بندگان سیاه را هم صدا زدند کسی گفت: بهتر نبود برای اینها سفره ای جداگانه می انداختید. امام فرمود : «پروردگار ما یکی است و پدر و مادر همه ما یکی.»

شفیع

پدرش گفت: زیارت رضا مثل زیارت خداست در عرش. خودش می گفت: سه موقع می آیم سراغتان. اول نامه های اعمال را که می دهند. دوم پل صراط، سوم پای حساب کتاب. پسرش گفت: از طرف خدا ضمانت می کنم بهشت را برای زائر با معرفت پدرم.

امام صادق آرزو داشت ببیندش. به پسرش موسی می گفت: «عالم آل محمد از توست، کاش می دیدمش، همنام امیرالمؤمنین است.» می گفتند: دو نفر به فریادرسی مشهورند: عالم آل محمد و قائم آل محمد (علیهم السلام)

میهمان دوستی

مرد گفت: «سفر سختی بود. یک ماه طول کشید». امام  (علیه السلام) فرمود: «خوش آمدی!» مرد گفت: « ببخشید که دیر وقت رسیدم. بی پناه بودن مرا مجبور کرد که در این وقت شب، مزاحم شما شوم». امام لبخند زدند و فرمودند: «با ما تعارف نکن! ما خانواده ای میهمان دوست هسیتم». در این هنگام روغن چراغ گردسوز فرو نشست و شعله اش آرام آرام کم نور شد. میهمان دست برد تا روغن در چراغ بریزد، اما امام دست او را آرام برگرداند و خود، مخزن چراغ را پر کرد. مرد گفت: «شرمنده ام! کاش این قدر شما را به زحمت نمی انداختم». امام در حالی که با تکه پارچه ای، روغن را از دستش پاک می کرد، فرمودند: ما خانواده ای نیستیم که میهمان را به زحمت بیندازیم».

برای دلم

کنار امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نشسته بود. امام نگاهی به او کردند و فرمودند: «نعمان!… سال ها بعد، یکی از فرزندان من در خراسان با زهر کشنده ای شهید خواهد شد. اسم او مثل اسم من، علی است. اسم پدرش هم مانند پسر «عمران»، موسی است. این را بدان ! هر کس که قبر او را زیارت کند، خدا تمام گناهان قبل از زیارتش را خواهد بخشید… به خاطر پسرم علی».حرف امام که تمام شد، سکوت کرد و به گلیم کهنه اتاق خیره شد. با خود گفت: «این درست !… اما من چرا گناه کنم که به خاطر بخشش، امام رضا (علیه السلام) را زیارت کنم؟ باید به خاطر دلم و برای محبتم به اهل بیت(علیه السلام) او را زیارت کنم».

به امام نگاه کرد. انگار با لبخند حرف او را تأیید می کرد.

در یاد مایی

تنگ دست بود و روزگارش به سختی می گذشت. یکی از طلبکارها برای گرفتن پولش او را در فشار گذاشته بود. رفت تا امام رضا (علیه السلام) را ببیند. می خواست خواهش کند وساطت کنند از او بخواهد که مدتی صبر کنند. زمانی که به خدمت امام رسید، مشغول صرف غذا بودند. حضرت او را هم دعوت کرد تا چند لقمه ای بخورد. بعد از غذا، از هر دری سخن به میان آمد و فراموش کرد به چه منظوری آمده بود. مدتی که گذشت، حضرت رضا (علیه السلام) ، اشاره کردند که گوشه سجاده ای را که در کنارش بود، بلند کند. زیر سجاده، سیصد و چهل دینار بود. نوشته ای هم کنار پول ها قرار داشت. یک روی آن نوشته بود: «لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی ولی الله». و در طرف دیگر آن هم این جملات را خواند: «ما تو را فراموش نکرده ایم. با این پول قرضت را بپرداز! بقیه اش هم خرجی خانواده ات است»

پیام های دریافتی(کلمات قصار امام رضا (علیه السلام)

دوستی با مردم، نیمی از عقل است.

ایمان یک درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا یک درجه بالاتر از ایمان است و به فرزند آدم چیزی بالاتر از یقین داده نشده است.

از امام رضا (علیه السلام) از حقیقت توکل سوال شد. فرمود: این که جز خدا از کسی نترسی.

کسی که فقیر مسلمان را ملاقات نماید و چنانچه بر اغنیا سلام می کند بر او سلام نکند روز قیامت خدا را در حالی که بر او خشمگین است ملاقات می کند.

هر کس اندوه و مشکلی را از مؤمنی بر طرف کند خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش بر طرف سازد.

با خویشاوندان خود رابطه داشته و به ایشان محبت و مهربانی کنید اگر چه با یک جرعه آب باشد.

ترکیب بند مدح حضرت معصومه علیها سلام

چشم دلم به سمت حرم باز می شود
با یک سلام صبح من آغاز می شود

پر می کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود

قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می شود

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب ساز می شود

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

اعجاز توست اینکه دلم یا کریم توست
قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه ی شهود و تجلی معطر است

برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود
اینجا حضور فاطمه احساس می شود

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه

بی اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه

دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه

فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه

خورشید آل فاطمه از راه می رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا

آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا إشفعی لنا

عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا

در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می آورم دو دست دعا إشفعی لنا

روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا

مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده

سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌زده

از چشمه های فیض تو سیراب می شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده

تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده

یوسف رحیمی

وقایع ماه ذی القعده

ماه ذى القعده از یک سو با چند ولادت یاد آورى ایام سرور است . و از سوى دیگر با وقوع چند شهادت و اتفاق دیگر یادآور ایام حزن است . روزهاى ۱،۹،۱۱،۲۳،۲۵،۲۶،۳۰ در بردارنده روزهاى مهم این ماه است .
ولادت امام رضا (علیه السلام )، ولادت حضرت معصومه (علیها السلام ) اخبار خوش این ماهند که با ضمیمه مرگ اشعث بن قیس این سرور دو چندان مى شود.
شهادت امام رضا و امام و جواد (علیهما السلام ) روزهاى اندوه در این ماه هستند.
جنگ بدر صغرى ، حرکت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) براى حجه الوداع صفحات مهمى از تاریخ اسلام  در این ماه است است .

 

روز اول ذوالقعده

  1. ولادت حضرت معصومه (علیها السلام )
    در این روز در سال ۱۷۳ ه‍ ق ؛ دخت گرامى موسى بن جعفر (علیهما السلام )، حضرت فاطمه معصومه (علیها السلام ) به دنیا آمده است.
    پدر بزگوار آن حضرت امام موسى بن جعفر (علیه السلام )، و مادر مکرمه آن حضرت جناب نجمه (علیها السلام ) مادر امام رضا (علیه السلام ) است . نام مبارکش فاطمه ، لقب آن حضرت معصومه و در خانواده امام هفتم (علیه السلام ) حضرت معصومه (علیها السلام ) را
    ((فاطمه کبرى )) مى‌خواندند.
  2. جنگ بدر صغرى

در این روز در سال ۴ ه‍ جنگ بدر صغرى واقع شد، و به آن ((بدر الموعد)) و ((بدر الثالثه )) هم مى‌گویند.

  1. مرگ اشعث بن قیس

در شب اول ذى القعده سال ۴۰ ه‍ اشعث بن قیس کندى به درکات جحیم شتافت .
امام صادق (علیه السلام ) مى فرمایند:
 ((اشعث بن قیس در قتل امیرالمؤمنین (علیه السلام ) شریک بود، و دخترش جعده، امام مجتبى (علیه السلام ) را مسموم کرد، و محمد،  پسرش در قتل امام حسین (علیه السلام ) شریک بود)). (لعنت الله علیهم)
اشعث در سال دهم هجرت با جمعى از قبیله خود اسلام آورد، و بعد از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مرتد شد. ابوبکر او را دستگیر کرد و خواهر کورش را به شرط همسرى به او داد. از این  زن جعده و محمد به دنیا آمدند. که جعده قاتل امام حسن (علیه السلام ) و محمد ، جزء لشکر عمر سعد در کربلا شد، و در دستگیرى جناب مسلم بن عقیل (علیه السلام ) نیز نقش بسزایى داشت
 .

نهم  ذوالقعده
۱. نامه حضرت مسلم به امام حسین (علیه السلام )
در این روز از سال ۶۰ هجرى حضرت مسلم (علیه السلام ) ۲۷ روز قبل از شهادتش نامه اى براى امام حسین (علیه السلام ) نوشت و به آن حضرت خبر داد که ۱۸۰۰۰ نفر با او بیعت کرده اند.

یازدهم ذوالقعده
۱. ولادت امام رضا (علیه السلام )
در روز پنجشنبه سال ۱۴۸ ه‍ امام رضا (علیه السلام ) در مدینه طیبه به دنیا آمد.  پدر آن حضرت موسى بن جعفر (علیهما السلام )، و مادرشان حضرت ام البنین نجمه (علیها السلام )
 است .

نام مبارکشان على است ، و کنیه آن حضرت ابوالحسن است ، و کنیه خاصشان ابوعلى است .
القاب حضرت سراج الله ، نور الهدى ، قره عین المؤمنین ، مکیده الملحدین ، کفو الملک ، کافى الخلق ، رب السریر، رئاب التدبیر (به معناى مصلح )، فاضل ، صابر، وفى ، صدیق ، رضى
 .

بیست و سوم ذوالقعده

 شهادت امام رضا (علیه السلام )


بنابر قولى در این روز در سال ۲۰۳ ه ق ، حضرت رضا (علیه السلام ) به شهادت رسیدند.

۲۶ ذوالقده
 حرکت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از مدینه براى حجه الوداع
در این روز در سال ۱۰ ه‍ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با اصحاب از مدینه براى حجه الوداع و غدیر حرکت کردند. بعضى اقوال ۲۳ و بعضى ۲۵ ذى القعده نقل کرده اند).

آخر ذوالقعده
۱. شهادت امام جواد (علیه السلام )
در این روز در سال ۲۲۰ ه‍  ق ، امام جواد (علیه السلام ) به زهر معتصم به شهادت رسیدند، و هنگام شهادت از سن مبارکشان ۲۵ سال و سه ماه و ۱۲ روز گذشته بود..
بعد از شهادت حضرت رضا (علیه السلام )، مأمون، جواد الائمه (علیه السلام را به بغداد طلبید و دخترش ‍ ام الفضل را به آن حضرت تزویج نمود. پس از مدتى که آن حضرت از سوء معاشرت مأمون بسیار ناراحت بودند براى حج به مکه تشریف بردند. سپس به مدینه رفتند و در آنجا بودند تا مأمون به درک واصل شد و معتصم برادر او خلیفه شد.
معتصم حسادت خاصى نسبت به آن حضرت داشت ، و آن امام معصوم (علیه السلام ) را! همراه ام الفضل به بغداد احضار کرد. آن حضرت در حضور اکابر شیعه و ثقات اصحاب خود در مدینه، امام هادی (علیه السلام ) را امام بعد از خود معرفى کردند و ودایع امامت را تسلیم ایشان نمودند و در ۲۸ محرم سال ۲۲۰ ه‍  وارد بغداد شدند.

 ام الفضل به تحریک عمویش ‍ معتصم و به قولى جعفر بن مأمون ، امام (علیه السلام ) را در سن ۲۵ سالگى مسموم کرد.

منبع:  کتاب تقویم شیعه  نوشته عبدالحسین بندانی نیشابوری

امام جعفر صادق علیه السلام

…نام مبارک این والا مقام جعفر است که بر کثرت فیوضات و علوم غیرمتناهی دلالت دارد ، چه ، نهر کثیر النّفع را جعفر گویند و جمع آن جعافر است . و نیز جعفر، نام نهریست در بهشت و وجه مناسبت این نام به آن حضرت ، از این است که علوم اهل بیت نبوت علیهم السلام آنچه باعث ترویج مذهب اثنی عشری گردیده ، از آن حضرتِ اِفاضت آیت ، فَیَضان نموده و خود آن حضرت نیز درباره‌ی عدم کمال معاندان و کثرت اِفادت خود می‌فرماید :

«یَمُصّون الثِّمادَ و یَضَعون النَّهرَالعظیم»

یعنی این مردم غافل جاهل ، در طلب علم نزد ابوحنیفه و امثال او می‌روند و ریگ نهر کوچک را می‌مَکند و نهر آب عظیم صافی علم را که عبارت از خود آن حضرت است از دست می‌گذارند.

 

… نام مبارک آن حضرت در صحیفه‌ی آسمانی صابر و به روایت دیگر صادق و به قول دیگر ناطق عن الله و به قول دیگر نفّاع و در تورات شموعا و در انجیلِ تمامتِ فِرَقِ نصاری ، صادق و در کتاب زند و پازند ، آسم و در کتاب انکلیون ، صدیق و در کتاب پانتکل ، راهبر بحق و در کتاب دانیال ، حق گو و در کتاب ذوهر ، امت و در کتاب دالیس ، برهان و در کتاب ازی ، پیغمبر عالم و در کتاب سفینای پیغمبر ، بحر الحقایق است .

صلوات الله و سلامه علیه و علی آبائه و ابنائه.

کتاب گزیده­ی ناسخ التواریخ تألیف محمد تقی لسان الملک سپهر جلد ۵  صفحه ۶۲۹

کتابخانه و مرکز اطلاعات دبیرستان احسان

شش درس از زندگی امام ششم علیه السلام

آنان که شکوه در حقایق دیدند
گل را ورقی ز حُسن خالق دیدند

پُر نورترین ستارۀ دنیا را
در آینۀ امام صادق دیدند

  • پرهیز از تعارف دروغین

شخصی در محضرامام صادق (علیه السلام) و فرزندشان اسماعیل در بازار راه می رفت تا به منزل امام رسید ؛ امام از او خداحافظی می کنند .

فرزند امام عرض کرد چه خوب بود اورا به داخل دعوت می کردید امام فرمود : خانه مهیا نیست

عرض کرد : پس او را تعارف می کردید او که قبول نمی کرد

حضرت فرمود : دوست ندارم که متکلّف باشم. ( یعنی خودم خانواده‌ام را بیهوده به سختی بیندازم)

 

  • حتی فقیران شیعیان جعفری مذهب هرگز فقیر نیستند.

مردی از شیعیان خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد و شکایت از فقر و تنگدستی نمود حضرت فرمود (انت من شیعتنا و تدعی الفقر و شیعتنا کلهم اغنیاء) تو از دوستان مائی و اظهار فقر و تنگدستی می‌کنی با اینکه تمام شیعیان ما بی‌نیاز و غنی هستند. آنگاه فرمود ترا تجارت پرفایده‌ای‌ست که بی‌نیازت کرده.

عرض کرد آن تجارت چیست ؟

فرمود: اگر کسی از ثروتمندان بگوید روی زمین را برای تو پر از نقره میکنم و از تو می‌خواهم دوستی و ولایت اهل بیت پیغمبر را از قلب خود خارج کنی و نسبت بدشمنان آنها دوستی و محبت پیدا نمائی آیا حاضر می‌شوی این کار را بکنی؟ عرض کرد:  نه یابن رسول الله ؛اگر چه دنیا را پر از طلا بنماید!
فرمود: پس تو فقیر نیستی : بینوا کسی است که آنچه تو داری نداشته باشد، حضرت مقداری مال به او بخشیدند و مرخص شد

مقتل خوارزمی ج ۲ ص ۱۰۸ و تتمه المنتهی ص ۱۳۴

  • هرگز سختی‌های زندگی خود را برای دیگران تشریح نکنیم.

مفضّل با فشار سخت زندگی روبرو شده بود ،فقر وتنگ دستی، داشتن قرض و مخارج سنگین زندگی او را آزار می‌داد، درمحضر امام صادق علیه السلام لب به شکایت گشود و بیچارگی‌های خود را مو به موتشریح کرد :« فلان مبلغ قرض دارم ،فلان مشکلرا  دارم، متحیّرم چه کنم ؟ و….!»خلاصه در آخر کلامش از امام  صادق علیه السلام درخواست دعا کرد.

امام  علیه السلام به کنیزش دستور داد یک کیسه اشرفی که منصور برای وی فرستاده بود بیاورند ،بعد این کیسه را در اختیار مفضّل قرار داد.

مفضّل به امام علیه السلام عرض کرد: «آقا!… مقصودماز  آنچه در حضور شما گفتم دعا بود.»

حضرت امام علیه السلام فرمودند: « بسیار خوب! … دعا هم می‌کنم؛،امّا این را بدان؛ هرگز سختی‌های خود را برای مردم تشریح نکن. اولین اثرش این است که وانمود می‌شود تو در میدان زندگی زمین خورده‌ای واز روزگار شکست یافته‌ای، در نظرها کوچک می‌شوی وشخصیّت واحترامت از میان می‌رود».

شهید مطهری،داستان راستان ص۱۷ .و  رحمتی ،محمد،گنجینه معارف ج۱ص۱۱۲

  • ارزش نماز شب

از امام صادق علیه السلام سوال شد: یابن رسول الله ! بنده در چه ساعتى از شبانه روز به خدا نزدیک‌تر است؟ و خداوند در چه موقعى به بنده‌اش نزدیک است؟

امام علیه السلام فرمود: « هنگامى که بنده‌اى در دل شب از خواب بر مى‌خیزد و وضو مى‌سازد و به نماز و دعا مى‌ایستد و با خالق خویش به راز و نیاز مى‌پردازد، در آن حال است که از عرش خداوند ندا مى‌رسد که اى بنده‌ی من ! … تو پروردگار خود را مى‌خوانى ، همانا احسان و هدیه و عنایت الهى از آسمان بر تو مى‌بارد، در حالى که فرشتگان خدا گرداگرد تو را فرا گرفته‌اند. اگر مى‌دانستى که با چه کسى به راز و نیاز مشغول هستى، از نماز دست نمى‌کشیدى و از نماز سیر نمى‌شدى.

  • اهمیت عزاداری برای اهل بیت علیهم السلام

امام صادق علیه السّلام  به مَسمَع کُردین فرمود

ما مِنْ عَیْنٍ بَکَتْ لَنا اِلاّ نُعِّمَتْ بَالنَّظَرِ اِلَى الْکَوْثَرِ وَ سُقِیَتْ مِنْه

هیچ چشمى نیست که براى ما بگرید، مگر اینکه از نعمتِ تماشای (نهر) کوثر (در بهشت) بهره‌مند مى شود و اورا از آن سیراب مى‌کنند.

کامل الزیارات ص ۱۰۲

  • نماز را سبک نشماریم

از جمله‌ی آخرین وصیت‌های امام صادق علیه السلام این بود که به فرزندشان امام کاظم علیه السلام فرمودند:

«یَا بُنَیَّ، إِنَّهُ لَایَنَالُ شَفَاعَتَنَا مَنِ‏ اسْتَخَفَ‏ بِالصَّلَاهِ»

پسرم! بدرستی‌که شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نخواهد رسید.

اصول کافی / ج۶/ ص ۲۴

خواهی به حضور دوست لایق باشیم
باید که به راه عشق عاشق باشیم
با پیروی از راه امـام صــادق
ای شیعـه بیا مُحب صادق باشیـم
 

سالروز تخریب بقیع

به بهانه ی هشتم شوال

سالروز تخریب بقیع

پیشکش أئمه ی غریب بقیع …

?پرده ی اول

امشب از طبع شاعرانه‌ی من

باز هم چار پاره می‌جوشد

قلمم باز غیرتی شده و

خون دفتر دوباره می‌جوشد

به گمانم که سررسید عزاست

عطر غم بر مشام می‌آید

واژه‌ها هم مودب‌اند اینجا

شعر با احترام می‌آید

حرف دارم برای تک تک تان

حرفی از اوج مرثیه به خصوص

ولی اول بیا سری بزنیم

به حریم قشنگ شمس شموس

چقدر صحن های تو در تو

چقدر حجره و رواق اینجاست

همه جا غرق بارش نور است

چقدر خوشه چلچراغ اینجاست

کار خورشید می‌کند اینجا

گنبدی که شد از طلا زرین

عهده‌دار غبارروبی شد

از دو گلدسته جبرئیل امین

هفته‌ای هفت مرتبه زایر

خواهد آمد برای پابوسی

ظهر از سوی بست پایین و

نیمه شب از ورودی طوسی

طعم انگور دارد این بقعه

از دو صد باغ سرتر است آری

بوسه بر این ضریح عطرآگین

روز و شب مستی‌آور است آری

باز مثل همیشه بند آمد

با تماشای این ضریح ، زبان

در طواف حرم به چشم خورد

طرح نقش و نگار فرشچیان

به فراز مناره‌ها بالاست

با طلوعی اگر اذان غمش

دم مغرب دوباره غوغاییست

در نماز جماعت حرمش

بَه ، چه مهمان سرای رنگینی

در صف انتظار پیر و جوان

می‌برد هوش از سرت بویِ

قُرمه سبزی و قیمه بادمجان

سنگ فرش حرم شهادت داد

می‌رسد تا فرشته از هر سو

ذره‌ای گرد و خاک اگر باشد

با مژه می‌زند فقط جارو

نه یکی نه دو تا بیا و ببین

صحن در صحن شد شفا آباد

قدس و رضوان و جامع رضوی

کوثر و انقلاب و گوهرشاد

تا حوالی گنبدش بروی

می‌نشیند به شانه‌ات پرها

نیمه شب‌ها به گوش می‌آید

بق بقو بق بقوی کفترها

از بزرگان شهر دیدم که

طالب کفشداری‌اش شده‌اند

و به تن کرده جامه‌ی خدمت

خادم افتخاری‌اش شده‌اند

خودمانیم بارگاه کسی

این چنین جلوتی ندیده به خود

حاضرم باز هم قسم بخورم

این حرم خلوتی ندیده به خود

?پرده ی دوم

بگذرم حال هشتم شوّال

آمد از راه و باز غم دارم

در مراثی ما چه سرّی هست؟

من به دنبال کشف اسرارم

با خودت فکرکن کمی حالا

بده پاسخ به این سوال عجیب

که چرا هرکه آمد اینجا گفت :

السلام علیک امام غریب

به گمانم غریب آقایی ست

که ندارد برای خود حرمی

یا که حتی کنار تربت او

نگذارند لا اقل علمی

حرمی را سراغ دارم که

قبله‌گاه تمام افلاک است

ولی افسوس سالیان دراز

 چشم تا کار می‎کند خاک است

به گمانم که این بهشت خدا

محرم کوچه های باریک است

نه چراغی نه شمع و فانوسی

مثل شب‌های تار، تاریک است

تاکه قدری مشایعت بکند

در حرم دست مهربانی نیست

پشت دیوار می‌نشینی و

به سرت هیچ سایبانی نیست

من نه تنها شنیده‌ام دیدم

به همه زائران خبر بدهید

غربت این است در کنار بقیع

حق ندارید ناله سر بدهید

جای عطر گلاب قمصر و عود

بوی انواع کینه می‌آید

نگرانم از این جهت آخر

چه به روز مدینه می‌آید

نه بساطی برای لطمه زنی

نه دو خط روضه در شب آخر

نه وداعی به رسم سینه‌زنان

نه دو رکعت نماز بالا سر

چه کنم سوت و کور مانده بقیع

بی سبب نیست سینه غم بار است

به گمانم ز رونق افتاده

آه …چشم انتظار زوار است

? پرده ی سوم

گرچه خود داغدار این دردم

ولی از روضه‌ام غرض این نیست

بار دیگر بیا تامل کن

از نگاه تو بدتر از این چیست ؟

غیراز این است غصه ی من و تو

غصه ی طفل بی پلاکی هست؟

هرچه باشد بقیع پابرجاست

لااقل چهارقبر خاکی هست

ولی از روزهای دور و دراز

سهم دریای دل تلاطم شد

باز هم زخم کهنه سر وا کرد

از چه رو قبر مادرم گم شد !!؟؟

می‌برم کوچه ی بنی هاشم

با دو خط شعر مرثیه همه را

ذوالفقار علی قلم بزند

قصه ی نبش قبر فاطمه را

علیرضا خاکساری

وقایع و رویدادهای ماه شوال المکرم

ماه شوال شامل رحلت بزرگانی و وقوع جنگ هایی است، کما اینکه چند نفر از بزرگ ترین دشمنان اهل بیت علیهم السّلام نیز در آن به درک واصل شده اند.

روزهای ۱، ۳، ۴، ۵، ۶، ۸، ۱۴، ۱۵، ۱۷، ۲۰، ۲۵ را که شامل این وقایع هستند، مرور خواهیم کرد.

عید فطر اولین روز این ماه و روز جشن روزه داری است.

شهادت امام صادق علیه السّلام، حضرت حمزه علیه السّلام، وفات اباصلت هروی و حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام روزهای غم در این ماه اند؛ که ویرانی قبور ائمّه بقیع علیهم السّلام نیز بر این مصیبت ها افزوده است.

مرگ عمرو بن عاص، قتل متوکّل و مرگ عبدالملک بن مروان شیرین ترین روزهای این ماه اند که دشمنان اهل بیت علیهم السّلام در آن به درک واصل شده اند.

از وقایع جنگی این ماه جنگ خندق، حنین، قرقره الکدر، حمراء الاسد، بنی قینقاع و حرکت به سوی جنگ صفین را می توان نام برد، ورود حضرت مسلم علیه السّلام به کوفه نیز از همین قبیل به شمار می آید.

رد الشمس برای امیرالمؤمنین علیه السّلام و توقیع امام زمان علیه السّلام برای حسین بن روح علیه السّلام وقایع مهمّ دیگری هستند که در این ماه رخ داده اند.

 

 

  1. عید فطر

اول ماه شوال روز عید فطر است.

  1. مرگ عمرو بن عاص

در سال ۴۳ ۴۱ هـ عمرو بن عاص خبیث در سن ۹۰ سالگی به درک واصل شد.

” عاص” (پدر او )  همان ملعونی بود که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را اذیّت می کرد و آن حضرت را «ابتر» خطاب کرد و خاطر شریف حضرت را مکدّر نمود، تا آنکه سورۀ مبارکۀ کوثر نازل شد،

((بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ)).

یعنی یا رسول الله دشمن تو عمروعاص ابتر است. یعنی دین و نسب ندارد.۴ لذا امیرالمؤمنین علیه السّلام در نامه ای که به عمروعاص نوشته بودند آن ملعون را «ابتر بن ابتر» نامیدند.

با این نسب و نژاد تعجبی ندارد که او دشمن پیامبر و علی بن ابی طالب علیهم السّلام باشد، و عمری با معاویه خون به دل امیرالمؤمنین علیه السّلام کنند. واقعۀ صفّین و قرآن بر سر نیزه کردن و شهادت مالک اشتر و واقعۀ حکمین و کارهای دیگر آن ملعون روشن است.

او در وقت مرگ می گفت: چنان است که کوه رضوی را بر گردن من نهاده اند و درون من پُر از خار است و مرا از سوراخ سوزنی بیرون می کنند.

……………………………………………

  1. جنگ قَرقَره الکُدر

در این روز در سال ۲ هـ جنگ قرقره الکدر به وقوع پیوست.

این نام مربوط به آبی متعلق به بنی سلیم در سه منزلی مدینه است. سبب این جنگ آن شد که به سمع مبارک پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم رسانده بودند که جمعی از بنی سلیم و بنی غطفان در قرقره الکدر اجتماع کرده اند تا به مدینه شبیخون بزنند. لذا آن حضرت پرچم اسلام را به دست امیرالمؤمنین علیه السّلام دادند و حضرت را با دویست نفر به آنجا فرستادند. هنگامی که امیرالمؤمنین علیه السّلام به آنجا رسیدند دیدند که آن جماعت از آنجا گریخته اند و تا آن حضرت آنجا بودند کسی برنگشت. در این ماجرا ۵۰۰ شتر از آنها غنیمت گرفته شد که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آن را تخمیس نمودند و بقیه را بین اصحاب تقسیم فرمودند.

……………………………………………

۱

 

۳ شوال  قتل متوکل

در سال ۲۴۷ هـ در شب چهارشنبه متوکل عباسی ملعون، به دستور فرزندش به قتل رسید. مدت خلافت او ۱۴ سال و ده ماه و عمر نحسش ۴۱ سال بود.

متوکل بعد از واثق، در سال ۲۳۲ هـ به خلافت نشست. در ایام او لهو و لعب و طرب، مخصوصاً در مجلس او بسیار بود. او مردی خبیث السیره بود و چنانچه امیرالمؤمنین علیه السّلام فرموده بود، کافرترین آل عباس بود. عمرو بن فرج را والی مدینه و مکه کرد، و او به مردم دستور داده بود که کسی به آل ابوطالب علیه السّلام احسان نکند، و اگر کسی کوچکترین احسانی کند سخت عقوبت خواهد شد، به حدی کار بر علویین تنگ شده بود که لباس های زنان علویه کهنه و پاره شده بود و پیراهن سالمی را برای نماز به نوبت می پوشیدند، و نخ ریسی می کردند، تا متوکل به درک واصل شد.

از اعمال زشت و پست متوکل این بود که همیشه و در همه جا امیرالمؤمنین علیه السّلام را به بدی یاد می کرد، و به آن حضرت جسارت می کرد. او چندین بار قبر مبارک حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام را خراب کرد، ولی دوباره بنا شد. متوکل در راه زیارت آن حضرت دست قطع می کرد و زوار را می کشت .

به خاطر جسارت هایی که متوکل در مجلسی به امیرالمؤمنین علیه السّلام کرد، “منتصر”، پسرش در شب چهارشنبه سوم یا چهارم ماه شوال چند نفر از غلام های خاص پدر را مأمور کشتن وی کرد، و آنها در حالی که متوکل مشغول شرب خمر بود، خونش را ریختند و به درکات جحیم شتافت.

۴ شوال. جنگ حنین

در این روز در سال ۸ هـ بعد از ۱۵ روز از فتح مکه، غزوۀ حنین به وقوع پیوست. تعداد لشکر اسلام ۲ هزار نفر از مکه و ده هزار نفر از مدینه بودند. در این جنگ چهار نفر شهید شدند، و تعداد ۳۰۰ نفر از کفار «هوازن» کشته شدند.

در این جنگ امیرالمؤمنین علیه السّلام جنگجوترین اصحاب رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بودند که قتال می کردند.۳ یکی از موارد فرار ابوبکر و عمر در همین جنگ بوده است.

……………………………………………

۵ شوال

  1. حرکت به سوی جنگ صفین

در سال ۳۶ هـ در چنین روزی امیرالمؤمنین علیه السّلام برای رفتن به صفّین آماده شدند؛ و ابومسعود عقبه بن عامر انصاری را در کوفه جانشین خویش قرار دادند.

  1. ورود حضرت مسلم علیه السّلام به کوفه

در سال ۶۰ هـ در چنین روزی حضرت مسلم علیه السّلام وارد کوفه شدند. مردم کوفه به خدمتش شتافتند، و نامۀ امام حسین علیه السّلام را استماع کردند و هیجده هزار نفر با آن حضرت بیعت کردند. جناب مسلم علیه السّلام نامه ای به امام حسین علیه السّلام نوشت و بیعت کوفیان را اطلاع داد، و تشریف فرمایی آن جناب را به کوفه خواستار شد.

۶ شوال

  1. صدور توقیع برای حسین بن روح رحمه الله

روز یکشنبه سال ۳۰۵ هـ اولین توقیع امام عصر علیه السّلام در دوران غیبت صغری، برای جناب حسین بن روح رحمه الله صادر شد.

۸ شوال

  1. ویرانی قبور ائمّه بقیع علیهم السّلام

در این روز در سال ۱۳۴۳ (۱۳۴۴) هـ قبور ائمه بقیع علیهم السّلام و نیز قبر حضرت حمزه علیه السّلام در اُحد به دست وهابیون تخریب شد.

علت و انگیزه تخریب این قبور مطهر در کتب مختلفی که بر ردّ عقائد ضاله وهابیت تألیف شده، بیان گردیده است.

آنان اضافه بر قبور مطهر ائمه معصومین علیهم السّلام، دیگر قبور را هم تخریب نمودند که عبارتند از: قبر منسوب به فاطمه زهرا سلام الله علیها، قبر مطهر فاطمه بنت اسد سلام الله علیها مادر امیرالمؤمنین علیه السّلام، قبر مطهر حضرت ام البنین علیه السّلام، قبر ابراهیم پسر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، قبر اسماعیل فرزند حضرت صادق علیه السّلام، قبر دختر خواندگان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، قبر حلیمه سعیده مرضعه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، و قبور شهدای زمان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم.

وهابیان در سال ۱۳۴۳ هـ در مکه گنبدهای قبر حضرت عبدالمطلب علیه السّلام، ابی طالب علیه السّلام، خدیجه سلام الله علیها، و زادگاه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و فاطمه زهرا سلام الله علیها و «خیزران» عبادتگاه سری پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را با خاک یکسان نمودند. در جدّه نیز قبر حوا و دیگر را تخریب کردند.

در مدینه گنبد منور نبوی را به توپ بستند، ولی از ترس مسلمانان قبر شریف را تخریب نکردند. در شوال ۱۳۴۳ با تخریب قبور مطهر ائمه بقیع علیهم السّلام اشیاء نفیس و با ارزش آن قبور مطهر را به یغما بردند.

قبر مطهر حضرت حمزه علیه السّلام و شهدای احد را با خاک یکسان کردند، و گنبد و مرقد حضرت عبدالله و آمنه پدر و مادر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و دیگر قبور را هم خراب کردند.

در همان سال به کربلای معلی حمله کردند، و ضریح مطهر را کندند و جواهرات و اشیاء نفیس حرم مطهر را که اکثراً از هدایای سلاطین و بسیار ارزشمند و گرانبها بود، غارت کردند و قریب به ۷۰۰۰ نفر از علما، فضلا و سادات و مردم را کشتند. سپس به سمت نجف رفتند که موفّق به غارت نشدند و شکست خورده برگشتند.

  1. جنگ حمراء الاسد

در این روز در سال ۳ هـ جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. «حمراء الاسد» نام مکانی در اطراف مدینه است.

۱۴ شوال

  1. مرگ عبدالملک بن مروان

در سال ۸۶ هـ عبدالملک بن مروان سفاک بخیل، در دمشق به هلاکت رسید، و بعضی ۱۵ شوال را ذکر کرده اند. این در حالی بود که ۲۱ سال و ۶ ماه خلافت را غصب کرده بود. او پیش از سلطنت پیوسته ملازمت مسجد را داشت و تلاوت قرآن می نمود و او را حمامه المسجد (یعنی کبوتر مسجد) می گفتند! وقتی خبر سلطنت به او رسید قرآن را بر هم نهاد و گفت: «سلام علیک هذا فراق بینی و بینک»: «خداحافظ، این آغاز جدایی بین من و توست»!!

بیماری او که سخت شد طبیب گفت: اگر آب بخورد می میرد. ولی تشنگی بر او غالب شد و از پسرش ولید آب طلبید. او گفت: اگر آب بیاشامی خواهی مرد! عبدالملک به دخترش التماس کرد که آب بدهد، اما ولید پسرش مانع شد. عبدالملک گفت: بگذار به من آب بدهند، و گرنه تو را از ولیعهدی خلع می کنم، ولید اجازه داد و عبدالملک آب خورد و مرد.

از بزرگترین جنایات او به شهادت رساندن امام زین العابدین علیه السّلام و مسلّط کردن حجاج ثقفی بر شیعیان امیرالمؤمنین علیه السّلام بود.

  1. جنگ احد و شهادت حضرت حمزه علیه السّلام

در سال ۳ هـ در روز جنگ احد، حضرت حمزه سیّدالشّهداء علیه السّلام و ۶۹ نفر از مسلمانان به شهادت رسیدند. بعضی جنگ احد را در ۷ ۳ و ۱۷ شوال نقل کرده اند.

در این جنگ مسلمانان هزار نفر بودند که به نوشتۀ عده ای سیصد نفر در بین راه برگشتند، و برای جنگ ۷۰۰ نفر باقی ماند. کفار ۳۰۰۰ نفر بودند، و ۲۰۰۰ نفر و ۴۰۰۰ نفر و ۵۰۰۰ نفر هم گفته اند. تعداد کشته های کفار ۲۲ یا ۲۳ یا ۲۸ نفر، و تعداد شهدا ۷۰ نفر بود. در این روز پیشانی مبارک پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را شکستند

  1. ردالشمس

در این روز در سال ۷ یا ۸ هـ بازگشت خورشید برای امیرالمؤمنین علیه السّلام به وقوع پیوسته است. به قولی این واقعه در ۱۷ شوال بوده است. بار دیگر در ۶ شوال سال ۳۶ هـ بازگشت خورشید برای آن حضرت اتفاق افتاده است.

لازم به یادآوری است که ردالشمس برای امیرالمؤمنین علیه السّلام دوبار اتفاق افتاده است:

یکی در زمان پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در نزدیکی مسجد قبا، و دیگری پس از رحلت آن حضرت در سرزمین بابل در نزدیکی حله.

علامه امینی رحمه الله به تفصیل احادیث ردالشمس را به طرق مختلف و همچنین کسانی را که درباره ردالشمس کتاب تألیف کرده اند در الغدیر بیان فرموده است.

  1. جنگ بنی قینقاع

در این روز بعد از بیست ماه از هجرت نبوی غزوه بنی قینقاع واقع شد، و بنابر قولی این جنگ در صفر به وقوع پیوسته است.

  1. وفات حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السّلام

۱۶ شوال

  1. جنگ حمراء الاسد

در این روز در سال ۳ هـ جنگ حمراء الاسد اتفاق افتاد. «حمراء الاسد» نام مکانی در اطراف مدینه است.

بعد از جنگ احد و آمدن مسلمانان به مدینه، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم برای آنکه مبادا قریش مراجعت کنند و به مدینه حمله نمایند امر نمود تا بلال ندا دهد: امر خداوند متعال است که باید آنان که در احد حاضر بوده اند و جراحت دیده اند به تعقیب دشمن بروند. اصحاب کار معالجه را رها کردند و لباس رزم پوشیدند.

امیرالمؤمنین علیه السّلام هم با اینکه بیشتر از ۸۰ جراحت برداشته بود و بعضی آنقدر عمیق بود که فتیله داخل آن قرار داده می شد، لباس رزم پوشیدند و رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در حالی که به او نگاه می کرد و می گریست پرچم را به آن حضرت داد و مسلمین حرکت کردند.

بعد از تعقیب و تاخت بر کفار، مسلمانان سه روز در حمراء الاسد ماندند و آنگاه به مدینه مراجعت نمودند.

۱۷ شوال

  1. جنگ خندق

در این روز در سال ۵ هـ غزوه خندق(احزاب) و کشته شدن عمرو بن عبدود به دست امیرالمؤمنین علیه السّلام به وقوع پیوست، و این جنگ در زمستان به وقوع پیوست.

وقوع جنگ خندق را بعضی در ۸ ذی القعده۳ و بعضی در ۱۵ شوال گفته اند،و استبعادی ندارد که شروع جنگ در ۱۵ شوال باشد. همچنین به قولی غزوه خندق در سال ۴ هـ اتفاق افتاده است.

در این جنگ تعداد مسلمانان ۳۰۰۰ نفر و تعداد شهدای مسلمانان ۶ نفر بود. تعداد کفار ۱۰۰۰۰ نفر بود ولی تعداد مقتولین کفار ذکر نشده است.

در این جنگ مسلمانان داخل مدینه در اطراف شهر خندقی کندند. مشرکین ۲۵ روز مدینه را محاصره کردند و از هر طرف که خواستند وارد شوند خندق بود. در اثنای این کار منافقین جسارت ها به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نمودند و عمرو بن عبدود مبارز طلبید ولی کسی جرأت نکرد. عمر بن خطاب از شجاعت های عمرو سخن گفت، و در مردم ایجاد ترس کرد.

عمر که از شجاعت عمرو بن عبدود سخن می گفت و رعب و وحشتی در دل مسلمانان انداخته بود به عبدالرحمن بن عوف و طرفدارانش گفت:«اگر عمرو بر ما چیره شود همه ما را خواهد کشت. بهترین راه این است که محمد را دست بسته تحویل آنها دهیم؛ و خودمان به قوممان ملحق شویم»!!اینجا بود که آیاتی از سوره احزاب نازل شد!!

در چنین شرایطی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند:«چه کسی به مبارزه عمرو می رود تا من بهشت را برایش ضمانت کنم»؟ آیا دوستی هست که شرّ این دشمن را کفایت کند؟ آقا و مولایمان اسدالله الغالب علی بن ابی طالب علیه السّلام فرمود:«من به مبارزه او می روم». پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم سکوت کردند، و تا سه بار این کلام را فرمودند، و هر سه بار امیرالمؤمنین علیه السّلام برای مبارزه اعلام آمادگی نمودند.

آخرالامر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اجازه فرمودند و با دستانشان عمامه بر سر آن حضرت پیچیدند و امیرالمؤمنین علیه السّلام حرکت کردند. در این هنگام پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:«برز الایمان کله الی الشرک کله»به تحقیق تمام اسلام در مقابل کفر ایستاد.

بعد از آنکه عمرو بن عبدود اسلام اختیار نکرد و دست از جنگ برنداشت، امیرالمؤمنین علیه السّلام او را به یک ضربت از پا درآورد. در این حال صدای تکبیر مسلمین بلند شد و پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:«مبارزه علی بن ابی طالب علیه السّلام با عمرو بن عبدود در روز خندق از اعمال امّت من تا روز قیامت افضل است».

 

  1. وفات اباصلت هروی رحمه الله

در این روز در سال ۲۰۳ یا ۲۰۷ هـ ثقه جلیل اباصلت عبدالسلام بن صالح هروی که اهل هرات بود پس از آزادی از زندان مأمون از دنیا رفت.

اباصلت از اصحاب امام رضا علیه السّلام و از خواص شیعیان بود، و کتاب «وفاه الرضا علیه السّلام» تألیف اوست. در ایران دو قبر منسوب به آن بزرگوار است: یکی در بیرون شهر مشهد مقدس، و دیگری در دروازه ری قم، که قبر منسوب به او در قم طبق تحقیق اعتبار بیشتری دارد. بنابر قولی دیگر وفات او در ۲۴ شوال سال ۲۳۶ هـ است.

……………………………………………

۱

۲۰ شوال

  1. دستگیری امام کاظم علیه السّلام

در این روزها هارون ملعون به مسجدالنّبی صلّی الله علیه و آله و سلّم به ظاهر برای زیارت و در حقیقت برای دستگیر نمودن حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام آمد و آن حضرت را از مدینه با خود به حج برد، سپس به سمت بصره حرکت کرد و آن وجود مبارک را نزد عیسی بن جعفر زندانی کرد و بعد از یک سال آن بزرگوار را به بغداد نزد سندی بن شاهک فرستاد.

۲۵ شوال

شهادت امام صادق علیه السّلام

جعفر بن محمد بن علی بن حسین علیهم السلام، (۸۳-۱۴۸ ه. ق)معروف به امام صادق، امام ششم شیعیان  کنیه‌اش ابوعبدالله است. امام صادق علیه السلام ۳۴ سال امامت کردو در ۶۵ سالگی به شهادت رسید. و در کنار پدرش، امام باقر و جدش، امام سجاد و عمویش، امام حسن علیهم السلام در قبرستان بقیع دفن شد.

روایات رسیده از امام صادق علیه السلام در مسائل مختلف، مجموعه‌ای گسترده و متنوع است و از این روست که مذهب شیعه را مذهب جعفری نامیده‌اند.

آن شب صبح قیامت تأثیر…!

علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سرّالله است

شب علی دید به نزدیکی دید
گرچه او نیز به تاریکی دید

شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه عشق ازلی

شاه را دیده به نوشینی خواب
روی بر سینه دیوار خراب

قلعه بانی که به قصر افلاک
سر دهد ناله زندانی خاک

اشکباری که چو شمع بیزار
می فشاند زر و می گرید زار

دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو در آویزه ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

روزه داری که به مهر اسحار
بشکند نان جوینش افطار

ناشناسی که به تاریکی شب
می برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش
می کشد بار گدایان بر دوش

تا نشد پردگی آن سرّ جلی
نشد افشا که علی بود و علی

شاه بازی که به بال و پر راز
می کند در ابدیت پرواز

شهسواری که به برق شمشیر
در دل شب بشکافد دل شیر

عشق بازی که هم آغوش خطر
خفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه در شد از او دامن گیر

دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو
زینبش دست به دامن که مرو

شال می بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار
می کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب  عبودیّت حق
سر به محراب عبادت منشق

می زند پس لب او کاسه ی شیر
می کند چشم اشارت  به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست

در جهانی همه شور و همه شر
ها علیٌّ بشرٌ کیف بشر

کفن از گریه ی غسّال خجل
پیر هن از رخ وصّال خجل

شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

محمدحسین بهجت تبریزی- شهریار