متن برگزیده کلاس نگارش

 من نمی دانم این عید و تعطیلات نوروزی چه برهه ای از زندگی است که حتما باید از آن خاطره در بیاید.
اما شاید بتوانم حدس بزنم دلیلش چیست…
احتمالا به رخ کشیدن تکالیف و از این جور حرف هاست! ولی خودمان هستیم، چه می شد اگر انشا هم تست می داشت مثلا کدام یک از انشاهای زیر با انشای روبرو مرتبط است!
خیلی خب خاطره می خواستید.
گفته می شود در دوره ۲۴ احسان، بچه ها توسط شصت و اندی تست برای مدت مدید و بسیار مدید عید سال ۱۳۹۷ دار فانی را وداع گفتند.
خلاصه تمام فکر و ذکرم تست بود و تست و همه ی کار های ریز و درشتم را دیگر با رد گزینه انجام می دادم! بروم-نروم، بخرم-نخرم، بگیرم-نگیرم، بکنم-نکنم .
وقت که برای کاری کم می آوردم شانسی عمل می کردم؛ چرا که اگر از وقت آن کار می گذشت فکر می کردم ۲۰% کار از بین رفته است.
بعضی وقت ها هم بلاتکلیف یه گوشه بیکار می نشستم و در جواب به سوال چرا اینقدر علاف و سرگردان هستی می گفتم نمره منفی داره پس کاری انجام ندهم بهتر است.
با این اوصاف به شمال ایران عازم شدیم.
لب ساحل تمامی اینها فراموشم می شد.
نسیم به صورتم می خورد، لباس هایم را باد می برد، می خواستم پر در آورم و به بالا بروم ….
بی خیال! مرد چه بالا بروی چه پایین بیایی کارسنج هست که هست.(در ذهن به خود گفتم )
اما جدا از این راهنمای ما در عید، رانندگی در کنار ساحل و روپایی زدن با آهنگ دریا حرف نداشت.
اما چندش آور بود وقتی شن به زیر ناخن هایت می رفت؛ مثل این بود که داری تست های کار سنج را میزنی!
نهایتا روز استراحت خوبی بود. اما حاضرم میلیون ها تومان بدهم تا به آن روز برنگردم‌ چرا که اگر این کارسنج نبود مطمئنا می توانستم چندین صفحه بیشتر برایتان بنویسم…